شما ادعا ميكنيد كه بايد با امير المؤمنين عليه السّلام مشمول اين آيه قرار گيرند .
چنانچه جار اللّه زمخشرى در كشاف گويد و لو اين آيه شريفه ( حصر است ) و در شأن على عليه السّلام نازل گرديده ولى مقصود از اينكه بطريق جمع آورده شده آنست كه ديگران هم رغبت و متابعت از آن حضرت بنمايند .
و ثالثا ضمن بيانتان براى آنكه امر را بر عوام مشتبه كنيد سفسطه بزرگى نموديد كه شيعيان اين آيه را تأويل نموده و اختصاص بعلى عليه السّلام دادهاند .
و حال آنكه اين آيه شريفه باتفاق جميع مفسرين و محدثين فريقين ( شيعه و سنى ) ( غير قليلى از معاندين و متعصّبين ) چنانچه قبلا عرض شد تنزيلا در شأن امير المؤمنين عليه السّلام آمده نه آنكه به تأويل شيعيان اين مقام به آن حضرت نسبت داد شده باشد .
شيخ - قطعا ( ولى ) در اين آيه به معناى ناصر است و اگر به معناى اولى به تصرف ميبود كه همان مقام خلافت و امامت باشد بايستى در حال حيات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم هم اين مقام را دارا بوده باشد و حال آنكه اين مطلب بديهى البطلان است .
داعى - نه آنكه دليل بر بطلان اين عقيده در دست نمىباشد بلكه ظاهر آيه اثبات مينمايد دوام اين مقام و منصب را براى آن حضرت بدلالت جملهء اسميّه و اينكه ولى صفت مشبّهه است و اين هر دو دليل است بر ثبات و دوام اين مقام بزرگ و مؤيد اين مطلب خليفه قرار دادن پيغمبر است آن حضرت را در سفر غزوه تبوك در مدينه منوّره و معزول ننمودن تا زمان وفات .
و تأييد مينمايد اين مطلب را حديث منزله كه مكرر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود على منّى بمنزلة هارون من موسى ( چنانچه در شبهاى گذشته مفصلا شرح داديم ) و اين خود دليل ديگر است بر ولايت آن حضرت در زمان حيات و بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
شيخ - گمان ميكنم اگر قدرى فكر كنيد صلاح در اين است كه بگوئيم اين آيه در شأن آن جناب نازل نگرديده چونكه مقام على كرم اللّه وجهه اجلّ از آنست كه
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٤٥١