چنانچه حافظ ابو نعيم اصفهانى در ص 172 جلد اول حلية الاولياء و ابن ماجه قزوينى در ص 66 جلد اول سنن و شيخ سليمان بلخى حنفى در باب 59 ينابيع الموده از صواعق ابن حجر مكّى حديث پنجم از چهل حديثى كه در فضايل امير المؤمنين آورده از ترمذى و حاكم با شرط صحت از بريده از پدرش و ابن حجر عسقلانى در ص 455 جلد سيم اصابه و ترمذى در ص 213 جلد دوم صحيح و ابن عبد البر در ص 557 جلد دوم استيعاب و حاكم در ص 130 جلد سيم مستدرك و سيوطى در جامع الصغير نقل نمودهاند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود انّ اللّه امرنى بحبّ اربعة و اخبرنى انّه يحبّهم قيل يا رسول اللّه سمّهم لنا قال علىّ منهم يقول ذلك ثلاثا و ابو ذر و مقداد و سلمان « 1 » .
پس معلوم شد اين چهار نفر محبوب خدا و رسول او ميباشند آيا انصاف آقايان اجازه ميدهد كه با محبوب خدا و رسول او چنين رفتار غير عادلانه بنمايند و نامش را رقّت قلب بگذارند چرا چنين نسبتها را بابى بكر و عمر ندادند چون نكردند لذا ثبت در تاريخ نگرديد ما هم نگفتهايم .
حافظ - آنچه مورخين نوشتهاند أبى ذر مرد ناراحتى بوده در شامات بنام على كرم اللّه وجهه تبليغات شديدى مينموده و مردم شامات را متوجه مقام على نموده بود و ميگفت از پيغمبر شنيدم كه فرمود على خليفه من است چون ديگران را غاصب و على را خليفه منصوص معرفى مىنمود لذا خليفه عثمان رضى اللّه عنه براى حفظ اجتماع و جلوگيرى از فساد ناچار بود او را از شامات بخواند .
وقتى يك فردى بخواهد مردم را بر خلاف صلاح اجتماع سوق دهد بر خليفه عصر لازم است او را از محل انقلاب خارج نمايند .
داعى - اولا اگر كسى حرف حقّى بزند بايد او را تبعيد و زجر كشش نمايند
هامش
( 1 ) خداوند مرا امر فرموده بدوستى چهار نفر و مرا خبر داده كه اين چهار نفر را دوست ميدارد عرض كردند يا رسول اللّه نام آنها را براى ما بيان فرما فرمودند على عليه السّلام و ابى ذر و مقداد و سلمان .