تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
چهل تازيانه بعبد اللّه بن مسعود حافظ و كاتب وحى زدن را ثبت و ضبط نموده‌اند . حافظ - اگر آزارى به ابى ذر وارد آمده از اثر عمل مأمورين بىحقيقت بوده و الّا خليفه عثمان بسيار دل رحم و رقيق القلب بوده و قطعا از چنين عملياتى بىخبر بوده است . داعى - مثلى معروف است كه ميگويند « ز مادر مهربان‌تر دايه خاتون » اين دفاعى كه جنابعالى از خليفه عثمان مينمائيد بر خلاف واقع و حقيقت است چنانچه مراجعه نمائيد بكتب معتبرهء تاريخ قطعا تصديق خواهيد نمود كه تمام آزار و اذيتها كه بجناب أبى ذر وارد آورده‌اند بدستور صريح خود خليفه بوده ؟ دليل بر اين معنى كتب معتبرهء علماء بزرگ خودتان است براى نمونه تمنّا مينمايم مراجعه نمائيد به جلد اول نهايه ابن اثير و تاريخ يعقوبى و مخصوصا بص 241 جلد اول شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ( چاپ مصر ) كه نامهء خليفه را بمعاويه ثبت نموده‌اند كه چون معاويه از شام سعايت از ابى ذر نمود خليفه عثمان به او نوشت كه او را با زجر روانه مدينه نمائيد اصل نامه اينست : فكتب عثمان الى معاوية : امّا بعد فاحمل جندبا الىّ على اغلظ مركب و اوعره فوجّه به مع من سار به الليل و النهار و حمله على شارف ليس عليها الاقتب حتّى قدم به المدينة و قد سقط لحم فخذيه من الجهد « 1 » . شما را به خدا انصاف دهيد اينست معنى رأفت و عطوفت و مهربانى و رقّت قلب ؟ !

ابى ذر محبوب خدا و پيغمبر و راسگوى امت بود

آيا اين ابى ذر نبوده است كه خداى تعالى و رسول پروردگار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء او آن همه توصيه نمودند كه علماء بزرگ خودتان در كتب مبسوطه آن اخبار مفصّلهء صادره از مقام رسالت را دربارهء او ضبط نموده‌اند .
هامش
( 1 ) نوشت عثمان بمعاويه جندب را ( اسم ابى ذر بود ) سوار بر شتر پير و بىپالانى بنما با يك مرد بدخوئى كه شب و روز او را براند تا بنزد من آورد ( به همين طريق كه دستور داده بود آن مرد زاهد عابد صحابى محبوب خدا و پيغمبر را آوردند ) وقتى وارد مدينه نمودند گوشت رانهاى او ميريخت .