تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
كه چرا معلومات حق خود را ظاهر مينمائى بر فرض هم يك فرد مسلمان را محاكمه نكرده و به صحت و سقم گفتار سعايت‌كننده نرسيده بخواهند تبعيد يا احضار بمركز خلافت نمايند آيا قانون مقدّس اسلام چنين حكم مينمايد كه امر نمايند پير نحيفى را سوار شتر پير بىپالان و در تحت فشار غلام شديد الغضبى حركت دهند كه شب و روز نگذارد خواب و راحت كند كه وقتى به مقصد ميرسد گوشت‌هاى پاى او ريزش نمايد اينست معنى رقّت قلب و رحم و مروّت ؟ ! و علاوه اگر نظر خليفه حفظ اجتماع و جلوگيرى از فساد بود پس چرا امويهاى مفسد مانند مروان طريد و راندهء رسول خدا و وليد بىدين متجاهر بفسقى كه مست نماز ميخواند و استفراغ در محراب مينمايد و ديگران را از اطراف خود دور ننمود تا عمليّات آنها موجب فساد در اجتماع و منجر بقتل خليفه نگردد . حافظ - از كجا معلوم است كه ابى ذر راست ميگفته و معلومات حقّى را ابراز ميداشته و وضع حديث از قول رسول خدا نمىنموده .

قضاوت منصفانه لازم است تا پرده‌هاى جهل را پاره نمايد

داعى - از آنجائى كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خود تصديق صداقت و راستگوئى او را نموده چنانچه در اخبار معتبره رسيده و اكابر علماء خودتان ثبت نموده‌اند كه آن حضرت فرمود مثل ابى ذر در امت من مثل عيسى است در بنى اسرائيل در صداقت و راستى و زهد و تقوى . چنانچه محمّد بن سعد كه از اكابر علماء محدثين شما است در ص 167 و 168 جلد چهارم طبقات و ابن عبد البر در ص 84 جلد اول استيعاب باب جندب و ترمذى در ص 221 جلد دوم صحيح و حاكم در ص 342 جلد سيم مستدرك و ابن حجر در ص 622 جلد سيم اصابه و متّقى هندى در ص 169 جلد ششم كنز العمّال و امام احمد در ص 163 و 175 جلد دوم مسند و ابن ابى الحديد در ص 241 جلد اول شرح نهج البلاغه نقلا از واحدى و حافظ ابو نعيم اصفهانى در حليه و صاحب لسان العرب و ينابيع المودّه از اخبار ابى ذر غفارى با سندهاى متعدد نقل كرده‌اند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ما اقلت الغبراء