تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

مضروب شدن عمار بامر عثمان

و از جمله اعمال عثمان كه دلالت بر رقّت قلب او دارد ؟ توهين بعمّار ياسر و زدن آن مرد شريف است كه از صحابه خاص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده چنانچه علماء و مورخين فريقين نوشته‌اند كه چون ظلم و تعدّى عمّال بنى اميّه در اطراف بلاد اسلام زياد شد صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جمع شدند و نامه‌اى بعثمان نوشتند و تمام مظالم او را يادآورى نمودند و با نصايح مشفقانه گوشزد نمودند كه اگر پيروى از رويه و رفتار عمّال ظلم اموىها و تقويت از آنها بنمائى و تجديد نظر در رويه و رفتار خود و اطرافيهاى خود ننمائى نتايج وخيم آن بيشتر شامل حال خودت خواهد شد علاوه بر آنكه ضرر باسلام ميزنى . آنگاه شور نمودند كه چه كسى نامه را ببرد عاقبت گفتند مقتضى آنست كه حامل نامه عمّار باشد . چه آنكه فضل و تقوى و عظمت عمّار مورد اقرار و اعتراف خود عثمان مىباشد و مكرر از خودش شنيديم كه ميگفت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است ايمان با گوشت و خون عمّار مخلوط است و نيز از آن حضرت نقل مينمود كه ميفرمود بهشت مشتاق سه كس است على بن أبي طالب و سلمان و عمّار ياسر . فلذا بدرخواست اصحاب جناب عمّار كاغذ را برداشت به خانه عثمان رفت وقتى رسيد كه عثمان ميخواست از منزل خارج شود در دهليز منزل عمّار را ديد سؤال كرد يا ابا اليقظان ( كنيهء عمّار بود ) كارى دارى گفت كار شخصى ندارم و لكن جمعى از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مطالبى را در اين نامه گنجانيده‌اند كه خير و صلاح شما در او مىباشد و توسط من فرستاده‌اند مطالعه نمائيد و جواب آنان را بدهيد . نامه را گرفت چند سطرى كه از نامه خواند غضبناك شد با كمال تغيّر نامه را به زمين افكند جناب عمّار فرمود خوب نكردى نامهء اصحاب رسول اللّه محترم است چرا بر زمين افكندى حق بود ميخواندى و جواب ميدادى . با عصبانيّت تمام گفت دروغ ميگوئى آنگاه امر كرد غلامانش جناب عمّار را به سختى زدند و او را بر زمين انداخته و ميكوبيدند حتّى خود او هم چند لگدى