تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
در مجالس و محافل احاديثى را كه در قدح عثمان ميدانست نقل ميكرد و پرده‌ها را بالا ميزد و با كنايات مردم را بحقايق متوجه ميساخت اين خبرها را بعثمان دادند امر كرد غلامانش رفتند آن قدر عبد اللّه را زدند كه از شدت آن ضربات دنده‌هاى او شكست و بسترى شد و بعد از سه روز از دنيا رفت . چنانچه ابن ابى الحديد در ص 67 و 226 جلد اول شرح نهج ( چاپ مصر ) ضمن طعن ششم شرح قضايا را مفصلا نوشته تا آنجا كه گويد عثمان بعيادت عبد اللّه رفت و بينهما گفتگوهائى شد تا رسيد به جائى كه عثمان بعبد اللّه گفت استغفر لى يا ابا عبد الرحمن قال اسأل الله ان يأخذ لي منك حقى « 1 » . و نيز نقل نموده است بجرم آنكه چرا بدرقهء ابى ذر نمود موقعى كه او را به سمت ربذه تبعيد مىنمودند چهل تازيانه بر بدن عبد اللّه زد . لذا عبد اللّه بعمّار ياسر وصيّت نمود كه نگذار عثمان بر جنازه من نماز گذارد عمّار هم قبول نمود روى همين اصل بعد از وفات عبد اللّه عمّار با جمعى از صحابه بر جنازه او نماز گذارده و دفنش نمودند . وقتى خبر بعثمان دادند رفت سر قبر عبد اللّه و بعمّار گفت چرا چنين نمودى گفت حسب الوصيّة خودش ناچار بودم كه عمل نمايم ( اين عمل عمّار سبب كينه‌اى شد كه بعدا با او تلافى نمود ) . واقعا كارهاى خليفه عثمان بنابر آنچه اكابر علماء و مورخين خودتان نوشته‌اند حيرت‌آور است مخصوصا عملياتى كه باصحابه خاص و پاك رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم مينمود كه حتى ابى بكر و عمر هم هرگز چنان رفتارى ننمودند بلكه بر خلاف رفتار عثمان با آنها احترام كامل از اصحاب رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مينمودند .
هامش
( 1 ) طلب مغفرت كن براى من اى ابا عبد الرحمن ( كنيهء ابن مسعود بود ) عبد اللّه گفت از خدا ميخواهم حق مرا از تو بگيرد ( يعنى هرگز از تو راضى نخواهم شد ) .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 434 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )