تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
داعى - اوّلا داعى لسان اهانت نداشتم بلكه وصف حال آنها را نمودم . ثانيا داعى آنها را فرّار نخوانده‌ام بلكه تاريخ اينطور نشان ميدهد گويا آقايان فراموش نموده‌ايد فرار مؤمنين و صحابه را در غزوه احد و حنين كه عموما حتى كبار صحابه رفتند و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در مقابل كفّار تنها گذاردند چنانچه طبرى و ديگران از مورخين بزرگ خودتان نوشته‌اند . چگونه ممكن است كسانى كه پشت بميدان جنگ نموده و از جهاد روىگردانيدند و رسول خدا را تنها در مقابل دشمن گذاردند محبوب خدا و رسول او باشند . ثالثا در نزول اين آيه در شأن على عليه السّلام داعى نگفتم بلكه اكابر علماى خودتان مانند أبو اسحاق امام أحمد ثعلبى كه خود تصديق داريد امام اصحاب حديث است در تفسير كشف البيان خود گويد اين آيه شريفه در شأن على بن ابى طالب شرف نزول يافته چه آنكه واجد تمام صفات مذكورهء در آيه جز آن حضرت ديگرى نبوده . و در تمام سى شش غزوه‌اى كه براى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش آمد هيچ مورّخى از خودى و بيگانه ننوشته‌اند و لو يك مرتبه على عليه السّلام از ميدان جنگ و جهاد فى سبيل اللّه روى گردانده باشد . حتّى در جنگ احد كه جميع أصحاب فرار نمودند فقط يگانه كسى كه بعد از جنگ سخت مغلوبه و حمله پنج هزار سواره و پيادهء دشمن بر مسلمانان و شهادت جناب حمزه ( سيد الشهداء ) عمّ بزرگوار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استقامت ورزيد و تا پايان فتح و پيروزى ثابت قدم ماند مولانا امير المؤمنين على عليه السّلام بود . با آنكه قريب نود زخم بر بدن مباركش وارد آمده و در اثر رفتن خون بسيار سستى تمام اعضايش را گرفته و چندين مرتبه برو بر زمين آمد مع ذلك باثبات قدم حفاظت از رسول خدا نمود تا جنگ را بنفع مسلمين تمام كرد . حافظ - آيا خجالت ندارد كه شما نسبت فرار بصحابه كبار بدهيد و حال آنكه صحابه عموما و دو خليفه بر حق أبى بكر و عمر رضى اللّه عنهما پروانه وار در أطراف رسول خدا ميگشتند و آن حضرت را حفظ مينمودند .