ابغضه اللّه تعالى و ادخله النار « 1 » .
پس ايمان على عليه السّلام در صغر و كودكى دليل بر وفور عقل و خرد است و خود فضيلتى است براى آن حضرت كه لم يسبقه احد من المسلمين احدى از مسلمين بر او سبقت نگرفته است .
طبرى در تاريخ خود نقل مينمايد از محمّد بن سعد بن ابى وقاص كه گفت از پدرم سؤال كردم كه آيا ابى بكر اول مسلمين است گفت نه و لقد اسلم قبله اكثر من خمسين رجلا يعنى زياده از پنجاه نفر پيش از ابى بكر اسلام آوردند و لكن او افضل از ما بود از حيث اسلام و نيز نوشته است عمر بن الخطّاب بعد از چهل و پنج مرد و بيست و يك زن مسلمان شد . و لكن اسبق الناس اسلاما و ايمانا فهو على بن أبي طالب « 2 » .
ايمان على عليه السّلام از فطرت بوده نه از كفر
علاوه بر آنكه على اسبق از همه مسلمين ايمان آورد فضيلت ديگرى براى او در اين باب مىباشد كه اهمّ فضائل است و از خصائص مخصوصهء او مىباشد كه اسلامه عن الفطرة و اسلامهم عن الكفر « 3 » .
على امير المؤمنين طرفة العينى ميل بكفر و شرك ننمود بر خلاف عموم مسلمين و اصحاب كه از كفر و شرك و بتپرستى بيرون آمده قبول اسلام نمودند ( چون آن حضرت قبل از بلوغ بدعوت پيغمبر ايمان آورد ) چنانچه حافظ ابو نعيم اصفهانى در ما نزل القرآن فى على و مير سيد على همدانى در مودة القربى از ابن عباس نقل نمودهاند كه گفت و الله ما من عبد آمن باللّه الّا و قد عبد الصنم الّا على بن أبي طالب فانّه آمن باللّه من غير ان يعبد صنما « 4 » .
هامش
( 1 ) كسى كه تو را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسى كه مرا دوست دارد خدا او را دوست ميدارد و كسى كه خدا او را دوست بدارد داخل مىكند او را ببهشت و كسى كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و كسى كه مرا دشمن بدارد خدا او را دشمن داشته و داخل مىكند او را به آتش .
( 2 ) و لكن اسبق از همه مردم از حيث اسلام و ايمان على بن أبي طالب بوده است .
( 3 ) اسلام على از فطرت و اسلام آنها از كفر بوده است .
( 4 ) سوگند به خدا ايمان نياورد احدى از عباد ( يعنى از امت ) مگر آنكه بر بت ستايش نموده بود مگر على بن أبي طالب عليه السّلام كه آن حضرت ايمان آورد به خدا و قبول اسلام نمود بدون آنكه بصنم و بت ستايش كرده باشد .