ثمّ ابنه الحسن ثمّ ابنه الحسين ثمّ حمزة بن عبد المطلب ثمّ جعفر بن أبي طالب « 1 » الخ .
و شيخ ما ابى عبد اللّه بصرى و شيخ ابو القاسم بلخى و شيخ ابو الحسن خياط ( كه شيخ متأخرين علماء بغداد بوده ) عموما بر همان عقيدهء ابو جعفر اسكافى بودند كه ( قول با فضليّت على عليه السّلام باشد ) و مراد از افضليت آن بوده كه گرامىترين مردم بودند نزد خدا و ثواب آنها از همه بيشتر و منزلت آنها در روز جزا از همه بالاتر خواهد بود و بعد در آخر همان ص 40 شرح عقيدهء معتزله را بنظم آورده و چنين گفته است .
و خير خلق الله بعد المصطفى * اعظمهم يوم الفخار شرفا
السيّد المعظم الوصىّ * بعل البتول المرتضى علىّ
و ابناه ثمّ حمزة و جعفر * ثمّ عتيق بعد هم لا ينكر
« 2 » شيخ - شما اقوال علماء را در اثبات افضليت ايمان خليفه ابى بكر رضى اللّه عنه اگر ديده بوديد اين بيانات را نمىنموديد .
داعى - شما هم اگر از اقوال متعصّبين به بيانات محققين از علماء منصف خودتان رجوع مىنموديد ميديديد كه تمام آنها تصديق بافضليت على عليه السّلام دارند .
براى نمونه مراجعه نمائيد به ص 264 جلد سيم شرح نهج البلاغه معتزلى كه همين بيان شما را از جاحظ نقل نموده كه ايمان ابى بكر افضل از ايمان على عليه السّلام بوده آنگاه جوابى را كه ابو جعفر اسكافى كه از اكابر علماء معتزله و شيخ آنها بوده بر ردّ او داده مفصّلا ضبط نموده كه با دلائل عقليه و براهين نقليه در صفحات چندى ثابت مىكند كه ايمان على عليه السّلام در كوچكى افضل از ايمان ابى بكر و تمام صحابه بوده است تا در ص 275 گويد كه ابو جعفر گفته است انّنا لا ننكر فضل الصحابة و سوابقهم و لكنّنا ننكر تفضيل احد من الصحابة على علىّ بن أبي طالب عليه السّلام « 3 » انتهى .
هامش
( 1 ) افضل و برتر از همه مسلمين على بن أبي طالب و پس از آن فرزندش حسن و پس از آن فرزندش حسين و پس از آن حمزه و پس از آن جعفر بن أبي طالب ( معروف به طيار ) بودهاند .
( 2 ) بهترين مردم بعد از رسول خدا و بزرگترين آنها در روز افتخار از حيث شرف سيد بزرگوار وصى پيغمبر و شوهر بتول ( فاطمه سلام اللّه عليها ) على مرتضى است و پس از آن دو فرزندش ( حسن و حسين ) و پس از آن حمزه و جعفر ( طيار ) بودهاند .
( 3 ) ما انكار فضل صحابه و سوابق آنها را نمىنمائيم و لكن انكار مينمائيم برترى احدى از صحابه را بر على بن أبي طالب عليه السّلام .