تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
آيا حافظ ابو نعيم اصفهانى ما نزل من القرآن فى على و حافظ ابو بكر شيرازى نزول القرآن فى على را كه استقلالا نوشته‌اند شيعه بوده‌اند آيا ساير مفسرين بزرگ مانند امام ثعلبى و جلال الدين سيوطى و طبرى و امام فخر رازى و أكابر علمائى مانند ابن كثير و مسلم و حاكم و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و ابى داود و احمد بن حنبل و غيرهم حتّى ابن حجر متعصّب در صواعق آيات قرآنيه‌اى را كه در شأن آن حضرت نازل گرديده ضبط نموده‌اند شيعه بودند بعضى از علماء مانند طبرانى و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در اول باب 62 مسندا از ابن عباس و محدث شام در تاريخ كبير خود و ديگران كه تا سيصد آيه از قرآن را درباره آن حضرت ثبت نموده‌اند شيعه بوده‌اند يا از اكابر علماء و پيشوايان شما بوده‌اند . خوب است آقايان قدرى با تأمل و تفكّر بيان نمائيد تا موجب ندامت و پشيمانى نگردد . ما در اثبات مقام مولانا امير المؤمنين عليه السّلام احتياجى بجعل و وضع نداريم كه به زور آيه‌اى را دربارهء آن حضرت نقل نمائيم مقام آن حضرت كالشّمس فى رايعة النهار ظاهر و هويدا است . آفتاب درخشنده است خورشيد زير ابر نمىماند . امام محمّد بن ادريس شافعى گويد من تعجّب ميكنم از حال على عليه السّلام چه آنكه دشمنان آن حضرت ( از امويها و نواصب و خوارج ) از بغض و كينه فضايل آن حضرت را نقل نمىكنند دوستان على هم از ترس و تقيّه خوددارى از ذكر مناقب مينمايند مع ذلك تمام كتابها پر است از فضائل و مناقب آن حضرت كه نقل تمام مجالس است . و اما موضوع اين آيه بناى سحرآميزى نداريم بلكه حقايقى را بيان مىنمائيم استدلال هم بكتب معتبرهء خودتان نموده و مينمائيم . ملاحظه ميفرمائيد تاكنون استشهاد باخبار شيعه ننموده‌ام بعدها هم ان شاء اللّه نخواهم نمود مكرّر داعى در منابر و مجالس گفته‌ام كه اگر تمام كتب شيعه را از ميان ببرند از روى كتب معتبرهء اكابر علماء عامّه اثبات مقام ولايت و خلافت و اولويّت مولانا امير المؤمنين عليه السّلام را بهتر مىنمائيم .