« صحبت كه باينجا رسيد آقايان بساعتها متوجه شده گفتند شب از نصف خيلى » « گذشته جناب نوّاب گفتند هنوز بيان قبله صاحب در اطراف آيه تمام نشده و نتيجهاى بدست » « ما نيامده آقايان گفتند مقتضى نيست بيش از اين اسباب مزاحمت شويم بقيهء صحبتها » « بماند براى فردا شب چون شب عيد مبعث و بزرگترين اعياد اسلامى بود شربت و » « شيرينى مفصّلى بمجلس آمد با مسرت و شادى مجلس خاتمه پيدا نمود » .
جلسه ششم ليله چهارشنبه 28 رجب 1345
« قبل از غروب جناب غلام امامين كه از تجار محترم اهل تسنّن و مرد شريف » « و متينى هستند و از شب اول حاضر مجلس بودند تشريف آوردند خيلى متواضع و خون » « گرم شرح مبسوطى بيان نمودند كه خلاصهاش اين بود كه زود آمدم و مزاحم شدم » « كه خاطر شما را مسبوق نمايم كه عدّهاى از ما را كاملا مجذوب بيانات مستدلّ خود » « نمودهايد و دلها كاملا نرم گرديده حرفهاى نشنيدنى شنيده شد ديگران روى اصل » « تقيّه خوددارى از گفتن مىنمودند ما هم بكلّى از همه جا بىخبر ولى شما به حمد اللّه با » « شجاعت و شهامت پردهها را بالا زديد و در لفافهء ادب ما را بحقايق آشنا نموديد شب » « گذشته كه از اينجا رفتيم مدتى در راه آقايان علماء مورد حملات ما واقع شدند و سخنان » « خارج از نزاكت هم ردّ و بدل شد ما بزحمتى ميانه را گرفتيم دودستگى عجيبى بين » « خودمان بميان آمده امشب آقايان از دست ما خيلى عصبانى هستند . موقع نماز كه شد » « نماز مغرب و عشا را بما اقتدا نمودند و مانند ما اداء فريضه نمودند كم كم آقايان » « تشريف آوردند پس از تعارفات معموله و صرف چاى و ابراز علاقهء زياده از حد از » « طرف جناب نواب عبد القيّوم خان صحبت شروع شد » .
نوّاب - قبله صاحب ميل داريم فرمودههاى ديشب را خاتمه دهيد كه مطلب ناقص نماند چون همه انتظار خاتمهء امر و معناى حقيقى آيه را داريم .