تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
( فتح ) مثل همين آيه شريفه را آورده . همين طورى كه در اين آيه بعد از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره بمؤمنين نموده در آيه غارهم اگر ابى بكر جزء مؤمنينى بود كه بايد مشمول سكينه و آرامش قرار گيرد بايستى يا ضمير تثنيه آورده و يا علىحده بنام او اشاره نموده باشد . اين قضيه بقدرى واضح است كه علماى منصف خودتان هم اقرار دارند كه ضمير سكينه مربوط به ابى بكر نبوده . خوبست آقايان كتاب نقض العثمانيه تأليف شيخ أبو جعفر محمّد بن عبد اللّه اسكافى را كه از اكابر علماء و شيوخ معتزله مىباشد مطالعه نمائيد ببينيد آن مرد عالم منصف در جواب لاطائلات ابو عثمان جاحظ چگونه حق را آشكار نموده چنانچه ابن أبى الحديد هم در ص 253 تا ص 281 جلد سيم شرح نهج البلاغه بعض از آن جواب‌ها را نقل نموده است . علاوه بر اينها در خود آيه جمله‌ايست كه كاملا بر خلاف مقصود شما نتيجه ميدهد و آن جمله‌ايست كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با بيان لا تحزن أبى بكر را منع از حزن و اندوه نموده از اين جمله معلوم ميگردد كه ابى بكر در آن حال محزون بوده آيا اين حزن أبى بكر عمل خوبى بوده يا عمل بد اگر عمل نيكى بوده قطعا پيغمبر كسى را از عمل نيك و طاعت حق منع نميكند و اگر عمل بد و عصيان بوده پس شرافتى براى صاحب اين عمل نميباشد كه مشمول رحمت حق و محل نزول سكينه قرار گيرد بلكه شرافت و فضيلت فقط براى مؤمنين و اولياء اللّه و دوستان خدا مىباشد . و از براى اولياء اللّه علائمى مىباشد كه أهمّ از همهء آنها بنابر آنچه در قرآن مجيد است آنكه در پيش‌آمدهاى روزگار ابدا ترس و حزن و غم و اندوهى پيدا نكنند بلكه صبر و توانائى پيشه كنند چنانچه در آيه 63 سورهء 10 ( يونس ) ميفرمايد
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) آگاه باشيد كه دوستان خدا هيچ ترس ( از حوادث حال و آيندهء عالم ) و هيچ اندوهى ( از وقايع گذشته جهان ) در دل آنها نيست .