تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
نظر و عقيده خود شواهد و امثالى كه در نظر مىآيد به زبان جارى ميگردد . شيخ - دليل در اين آيه بر اثبات فضيلت قرينه‌اى در خود آيهء كريمه است كه ميفرمايد
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
چون ضمير سكينه بر أبى بكر رضى اللّه عنه خود دليل واضح است بر شرافت و فضيلت او بر ديگران و دفع توهّم از امثال شما . داعى - اشتباه ميفرمائيد ضمير سكينه راجع است برسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و نزول سكينه بر آن حضرت بوده نه بر أبى بكر بقرينه جملهء بعديه كه فرموده و أيده بجنود لم تروها و محققا مؤيّد بجنود حق رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده نه أبى بكر . شيخ - مسلّم است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و سلّم مؤيد بجنود حق بوده ولى أبى بكر رضى اللّه عنه هم در مصاحبت آن حضرت بىنصيب نبوده .

نزول سكينه بر رسول خدا بوده

داعى - اگر هر دو مصاحب مشمول الطاف و مراحم الهيه بودند بايستى على القاعده ضمائر تثنيه در تمام جملات آيهء شريفه آمده باشد و حال آنكه تمام ضمائر را قبلا و بعدا مفرد آورده تا اثبات مقام شخص خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گردد و معلوم آيد كه آنچه نزول رحمت و مرحمت از جانب پروردگار مىشود به شخص آن حضرت مىباشد و اگر بطفيل آن حضرت بر ديگران هم نازل آيد اسم برده مىشود فلذا در نزول سكينه و رحمت هم در اين آيه و ساير آيات فقط پيغمبر را مورد عنايت قرار داده . شيخ - رسول خدا مستغنى از نزول سكينه بوده و احتياجى بدان نداشته و سكينه هرگز از او مفارقت نمىنموده پس نزول سكينه مخصوص أبى بكر رضى اللّه عنه بوده . داعى - چرا بىلطفى ميكنيد و وقت مجلس را بتكرار مطالب ميگيريد بچه دليل ميگوئيد كه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستغنى از نزول سكينه بوده و حال آنكه أحدى از آحاد خلايق از پيغمبر و امّت امام و مأموم از الطاف و رحمات حق تعالى مستغنى نميباشند مگر فراموش نموده‌ايد آيه 26 سورهء 9 ( توبه ) را كه در قصّه حنين ميفرمايد
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » و نيز در آيه 26 سوره 48
هامش
( 1 ) آنگاه خداى قادر مطلق سكينه و وقار خود را ( يعنى شكوه و سطوت و جلال ربانى ) بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود .