ابو الفرج ابن جوزى در كتاب الموضوعات و جلال الدين سيوطى در اللآلى المصنوعه فى الاحاديث الموضوعه حكم بر موضوعيت و مجعوليت اين احاديث نمودهاند و صريحا درباره هر يك از آنها گويند كه از جهة سلسله روات و اسناد اين احاديث از موضوعات و مفتريات است چه آنكه علاوه بر افراد نااهل و جعّال و كذّابى كه در سلسله روات موجود است بطلان آنها با قواعد عقليه و آيات قرآنيه ظاهر و آشكار است .
شيخ - ديگر در اين حديث خلافى نيست كه رسول خدا فرمود ابو بكر و عمر سيدا كهول اهل الجنة « 1 »
داعى - در اين حديث هم اگر قدرى فكر و تأمل كنيم گذشته از آنكه اكابر علماء
در جواب خبرى كه ابو بكر و عمر دو سيد پيران اهل بهشتند
درايت و رجال خودتان آن را از موضوعات ميدانند ظاهر عبارت آن مىرساند كه اين عبارت از رسول خدا نميباشد چه آنكه از مسلّمات است كه بهشت مركز شيوخ و پيران نميباشد و در آنجا مانند دنيا سير تكاملى وجود ندارد كه آدمى از جوانى بسن پيرى برسد تا بكمال سيادت نائل آيد .
و در روايات ما و شما اخبار بسيارى مصدّق اين معنى است كه از جمله قضيه اشجعيّه است كه زن پيرى بود آمد خدمت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حضرت در ضمن صحبت فرمود ان الجنة لا تدخلها العجائز يعنى عجايز و پيران داخل بهشت نميشوند آن زن متأثر شد ناله كنان عرض كرد يا رسول اللّه پس من وارد بهشت نميشوم اين را گفت و از خدمت حضرت بيرون رفت حضرت فرمودند اخبروها انها ليست يومئذ بعجوز يعنى خبر دهيد او را كه در آن روز پير نخواهد بود - بلكه همهء پيران را خلعت جوانى بپوشند و داخل بهشت نمايند آنگاه آيه 36 سوره 56 ( واقعه ) را قرائت فرمود كه خداوند فرمايد
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً عُرُباً أَتْراباً لِأَصْحابِ الْيَمِينِ
« 2 »
هامش
( 1 ) أبى بكر و عمر دو سيد پيران اهل بهشتاند .
( 2 ) انشاء بر صيغه ماضى بجهة تحقق وقوع است يعنى بيافريدهايم زنان بهشتى را ( در كمال حسن و زيبائى ) و هميشه آنان را باكره و دوشيزه گردانيدهايم دوستان و عاشقان شوهران خود با غنج و ناز و شيرين سخن جوان همسالان هم مخصوص اصحاب يمين .