بهر حديثى نتوان اعتماد نمود به همين جهت آن حضرت فرمود كلّما حدثتم بحديث منى فاعرضوه على كتاب اللّه .
( چون در موضوع مهمى سر گرم بحث بوديم از موقع نماز آقايان قدرى گذشت ) ( صحبت كه باينجا رسيد برخاستند براى نماز بعد از اداء نماز عشاء و صرف چاى مجلس ) ( رسميت پيدا نمود )
داعى - نظر ببيانات قبل اينك ما و شما ناچاريم بهر حديثى از أحاديث منقوله از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برخورديم أول رجوع به قرآن مجيد نمائيم اگر مطابقت با اصلى در قرآن نمود بپذيريم و الا رد نمائيم .
در جواب حديث مجعولى كه خدا فرموده من از ابى بكر راضيم آيا او هم از من راضى هست يا نه
اين حديثى را هم كه شما نقل نموديد ( و لو يك طرفه مىباشد ) ناچار بايد مطابقه با قرآن مجيد نمائيم چنانچه مانعى از قبول نباشد قطعا ميپذيريم . فلذا جمعى در جواب گفتهاند خداى متعال در آيه 15 سورهء 50 ( ق ) ميفرمايد
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 1 » آقايان ميدانيد حبل الوريد مثلى معروف است كه مستعمل در فرط قرب است و اضافه آن بيانيست و ممكن است كه اضافه لامى باشد .
و حقيقت معنى اين آيه شريفه راجع است باينكه علم خداوند متعال بر وجهى محيط است باحوال انسان كه هيچ چيزى از خفاياى صدور و سرائر قلوب بر ذات اقدس او جلّ و علا مخفى و پوشيده نمىباشد .
و در آيه 62 سوره 10 ( يونس ) ميفرمايد
وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَ ما
هامش
( 1 ) ما انسان راى خلق كردهايم و از وساوس و انديشههاى نفس او كاملا آگاهيم و از رگ گردن به او نزديكتريم .