يعنى آنها مرا خار و زبون داشتند ( وقتى با قوم خصومت و ممانعت كردم ) نزديك بود مرا بقتل رسانند .
شما را به خدا آقايان قدرى از تعصّب خارج و انصاف دهيد اين عمل بنى اسرائيل و تمرّد از أوامر حضرت موسى و تنها گذاردن خليفهء منصوص او جناب هارون را و باغواى سامرى بازيگر گوسالهپرست شدن دليل بر بطلان خلافت هارون و حقّانيت سامرى و گوسالهء ساختهء او مىباشد .
آيا عمليّات جهّال و هواپرستان بنى اسرائيل را بايد دليل آن قرار داد كه اگر خلافت هارون حق بود و مردم از حضرت موسى نصّى درباره او شنيده بودند هرگز او را تنها نميگذاردند و بدنبال سامرى و گوسالهء او نميرفتند .
قطعا خودتان ميدانيد كه مطلب بر خلاف اينست جناب هارون به حكم قرآن مجيد خليفهء منصوص حضرت موسى بود بنى اسرائيل نصّ صريح را از لسان خود آن حضرت دربارهء او شنيده بودند منتها بعد از غيبت حضرت موسى وقت بدست سامرى بازيگر افتاد گوسالهء طلا را ساخته عالما عامدا بنى اسرائيل را اغوا نمود آنها هم با علم باينكه جناب هارون خليفه و جانشين حضرت موسى مىباشد روى نفهمى يا مقاصد ديگر در پى سامرى رفته و جناب هارون را تنها و متروك گذاردند ؟ !
مطابقهء حالات امير المؤمنين ( ع ) با هارون ( ع )
همچنين بعد از وفات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همان مردمى كه مكرر از آن حضرت صراحة و كناية شنيده بودند على عليه السّلام خليفهء من مىباشد همان قسمى كه جناب هارون خليفهء موسى بود . على را رها نموده روى هواى نفس و حب جاه و بعضى روى عداوت با بنى هاشم . و جمعى از جهت حقد و كينه و حسد و بغضى كه نسبت به شخص على عليه السّلام داشتند تشكيلات مخصوصى دادند چنانچه امام غزّالى در اول مقاله چهارم سرّ العالمين اشاره به اين معنى نموده و صريحا مىنويسد حق را پشت سر انداخته برگشتند بجهالت اوليه « 1 »
هامش
( 1 ) رجوع شود بجلسه نهم همين كتاب عين عبارت غزالى در ضمن حديث غدير خم نقل گرديده .