تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
پس آقايان تصديق فرمائيد كه اين حديث شريف جنبهء خصوصى نداشته بلكه عموميت او ثابت است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به اين وسيله هركجا مقتضى ديده خلافت على را بعد از خود به اين عبارت كه علىّ منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى تثبيت نموده كه يكى از آن موارد غزوهء تبوك بوده . حافظ - چگونه ممكن است اصحاب رسول خدا اين حديث را با جنبهء عمومى تلقّى نموده و على را بعنوان خلافت شناخته مع ذلك بعد از آن حضرت مخالفت نموده و ديگرى را بعنوان خلافت پذيرفته و با او بيعت نمودند . داعى - براى جواب شما مطالب و شواهد بسيار حاضر دارم ولى بهترين برهان كه مناسب مقام است همانا قضيّه جناب هارون است كه حضرت موسى كليم اللّه بصراحت آيات

خليفه قرار دادن حضرت موسى برادر خود هارون را و فريب دادن سامرى بنى اسرائيل را بگوساله پرستيدن

قرآن مجيد جناب هارون را خليفه و جانشين خود قرار داد بنى اسرائيل را جمع نمود ( كه طبق بعض از اخبار هفتاد هزار نفر بودند ) و به آنها تأكيد نمود اطاعت امر هارون را كه خليفه و جانشين او مىباشد آنگاه بكوه طور بمهمانى پروردگار رفت هنوز يك ماه تمام نشده بود كه فتنه سامرى برپا شد انقلاب و اختلاف كلمه در بنى اسرائيل ظاهر گرديد سامرى گوسالهء طلا را جلوه داده بنى اسرائيل فوج فوج هارون خليفهء ثابت الخلافهء حضرت موسى را گذارده اطراف سامرى حقّه باز را گرفته طولى نكشيد هفتاد هزار نفر از همان بنى اسرائيل پاك‌نژاد كه از حضرت موسى شنيده بودند كه فرمود هارون در غياب من خليفهء من است اطاعت امر او را نموده مخالفتش ننمائيد . باغواى سامرى گوساله‌پرست شدند هر چند جناب هارون ناليد و آنها را منع از آن عمل شنيع نمود گوش نداده بلكه در صدد قتلش بر آمدند چنانچه آيه 149 سوره 7 ( اعراف ) صراحت دارد كه جناب هارون ببرادرش حضرت موسى در موقع برگشتن درد دل نمود كه انّ القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى