نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
« 1 » .
آقايان كه به خوبى ميدانيد يكى از عقايد ثابتهء الهيّين عقيده بحيات بعد الموت است آدمى كه بميرد بر خلاف حيوانات جسم عنصرى از كار مىافتد ولى روح و نفس ناطقهاش باقى و پايدار و بر ابدانى شبيه و مماثل با همين ابدان منتها لطيف تر در عالم برزخ زنده متنعّم و يا معذّب خواهد بود .
مخصوصا شهداء و كشتهشدگان راه خدا كه آنها با مزاياى بيشترى زنده و متنعّم بنعم الهى و مسرور و شادمان بپاداش خود ميباشند چنانچه صريحا در آيه 163 سوره 3 ( آل عمران ) ميفرمايد
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 2 » .
آيا اخذ روزى و سرور و شادمانى و استفاده از فضل و كرم پروردگار از لوازم اموات است يا احياء علاوه بر آنكه صريحا ميفرمايد احياء عند ربهم يرزقون .
يعنى آنها زنده هستند و در نزد خدا روزى ميخورند .
آيا اين اشخاص چگونه زنده هستند و چگونه روزى ميخورند پس از همان جائى كه دهان روزى خوردن دارند گوش حرف شنيدن هم دارند و جواب هم ميدهند منتها پرده طبيعت جسمانى روى گوشهاى ما را گرفته صداى آنها را نميشنويم .
اشكال ببقاى روح و جواب آن
( جوان متجدّدى از اهل تسنّن بنام « داودپورى » كه در زاويه ) ( مجلس مستمع كلمات بود با اجازه ايجاد شبههاى بنام سؤال ) ( نمود به اين عبارت )
داودپورى - قبله صاحب اين بيان شما با كشف علوم محير العقول امروزى
هامش
( 1 ) زندگانى جز اين چند روزه حيوة دنيا بيش نيست كه زنده شده و خواهيم مرد و هرگز ديگر از خاك بر انگيخته نخواهيم شد ؟ !
( 2 ) البته نپندار كه شهيدان راه خدا مردگانند بلكه زنده بحيات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم و روزى داده ميشوند در حالتى كه بفضل و رحمتى كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نه پيوستهاند و بعد در پى آنها خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و محزون نباشند .