خداى بزرگ شاهد است روزى كه بقبر ابو حنيفه در معظّم رفتم جماعتى از برادران اهل تسنّن هندى را ديدم عوض عتبه چندين مرتبه زمين را ميبوسيدند و به خاك مىافتادند چون نظر كينه و عداوت نداشتم و دليلى بر حرمت عمل نديدم تا اين ساعت مورد نقل قرار ندادم چون ديدم از روى محبّت رفتار مينمايند نه از روى عبوديّت .
آقاى محترم بدانيد كه هيچ زائر شيعه ( عارف يا عامى ) هرگز سجده ننموده و نمىكند مگر براى خداى تعالى و اين فرموده شما كاملا تهمت و افتراء و دروغ محض است .
در حالتى كه اگر هم به طرز سجده كه عبارت از به خاك افتادن و صورت و پيشانى بر زمين ماليدن باشد ( نه به قصد عبوديت ) مانعى ندارد چه آنكه تعظيما و تكريما در مقابل شخص بزرگى ( نه به قصد خدائى يا شريك براى خدا قرار دادن ) خم شدن و روى زمين افتادن و صورت روى خاك گذاردن ابدا شرك نميباشد بلكه كثرت و شدّت علاقهء بمحبوب موجب تعظيم و صورت روى خاك ماليدن و بوسيدن مىشود .
شيخ - چگونه ممكن است روى خاك افتاده و پيشانى بر زمين گذارند و سجده نباشد .
داعى - تصديق ميفرمائيد سجده مربوط به نيّت است و نيّت امر قلبى است و عالم بقلوب و نيّات قلبى خداى تعالى مىباشد ظاهرا مىبينيم فردى يا افرادى به حال سجده روى زمين افتاده ( و البته بچنين حالى كه مخصوص بخداى تعالى است شايسته نيست در مقابل غير خدا قرار گيرد و لو بدون نيّت باشد ) ولى چون از نيّت قلب او خبر نداريم نمىتوانيم حمل به سجده نمائيم مگر در اوقات سجدهء مخصوص كه معلوم است ظاهرش را سجده ميناميم .
به خاك افتادن و سجده نمودن برادران - يوسف را
پس به طرز سجده بعنوان تعظيم و تكريم ( نه نيّت سجده ) روى خاك افتادن كفر و شرك نيست چنانچه برادران يوسف در مقابل يوسف چنين سجدهاى را نمودند و دو پيغمبر حاضر ( يعقوب و يوسف ) منعشان ننمودند بصراحت آيه 101