جور نميآيد البته در ازمنه گذشته كه علوم طبيعى ترقى نداشت مردمى از روى جهالت بقوّهء مرموزى كه نامش را روح ميگذاردند معتقد بودند ولى امروزه كه قرن طلائى علم و دانش است و علوم طبيعى سير تكاملى خود را نموده پنبهء اين نوع عقايد پوسيده زده شده مخصوصا در بلاد مهمّهء اروپا كه مهد ترقيات علميّه مىباشد دانشمندانى مانند ( داروين انگليسى ) و ( بخنر آلمانى ) و ديگران بطلان اين نوع عقايد پوسيده مخصوصا عقيده بوجود روح و بقاى آن را ظاهر نمودند .
داعى - عزيزم اين نوع از اقوال تازگى نداشته و اختصاص بقرن طلائى بقول شما ندارد بلكه در حدود دو هزار و چهار صد سال است تقريبا در تحت لواى ارباب ماده و طبيعت جلوهگرى نموده .
ظهور اهل ماده و طبيعت و مقابله ذيمقراطيس با سقراط حكيم
يعنى زمانى كه ذيمقراطيس و اتباع او در مقابل سقراط و افلاطون و ارسطو و امثال آن حكماى الهى در يونان قيام نموده و قائل بمادّه و طبيعت شدند و منكر خداى با علم و اراده و قدرت و شعور گرديدند و گفتند به غير از ( ماتير ) يعنى مادّه و مادّيات كه بيكى از حواسّ خمسه ادراك گردد چيز ديگر در عالم موجود نيست و جميع تأثيرات لازمه ناشى از طبع موادّ است .
به همين جهة مشهور گرديدند بطبيعى و مادّى ( كه خلاصه و جوهر اصلى آنها امروز بنام كمونيست در عالم جلوهگرى مينمايند ) .
اين نوع عقايد فاسده كه از لوازم انكار وجود خالق با علم و اراده و قدرت و شعور است در ميان آن فرقهء كوتاه نظر ظاهر گرديده .
و علماء و فلاسفه الهى در هر دورهاى از ادوار جواب آنها را علما و منطقا دادهاند
ولى چون نامى از اروپا و عقايد داروين و بخنر برديد ناچارم بشما آقايان متجددين برادرانه نصيحت نموده يادآور شوم كه لازمهء علم و عقل و منطق اينست كه تحت تأثير هر كلامى قرار نگيريد .