اگر فلسفهء داروين ( كه فرضيّات است نه فلسفه ) مطالعه نموديد لازم است نقد و انتقاداتى كه بر كتاب و گفتار و عقايد آن نوشته شده است بخوانيد آنگاه قضاوت عاقلانه نموده انتخاب احسن نمائيد .
چون سلطه و سلطنت اروپائيها علما و عملا بر شماها زياد شده لذا وقتى كتابى از داروين و بخنر يا امثال آنها بدستتان مىآيد در نظر شما با ابّهت و عظمت مينمايد و خيال ميكنيد واقعا سراسر اروپا دارونيزم گرديده و اين كتاب نمونهاى از عقايد تمام فلاسفهء اروپا است و حال آنكه اينطور نيست ( تازه اگر هم باشد ارزش علمى ندارد ) .
اقوال علماى الهى اروپا
همين قسمى كه فلسفهء داروين طبيعى را ميخوانيد كتب فلاسفه الهى را هم كه در دست عموم است بخوانيد مانند كتابهاى ( كاميل فلاماريون ) فرانسوى كه از علماى رياضى مشهور اروپا مىباشد و سالها در معرفت النّفس غور نموده و كتابهاى بسيارى در اثبات وحدانيّت حق تعالى و عظمت روح و بقاى آن بعد از مرگ نوشته مانند ( ديودان لاناتور ) يعنى ( خدا در طبيعت ) .
و مجلدات ( مرگ و اسرار آن ) كه علماى ايرانى و مصرى آنها را ترجمه به فارسى و عربى نمودهاند .
در آن كتب مفصّلا در اطراف مرگ قلمفرسائى نموده و صريحا گويد مرگ حقيقى به معناى فنا و نيستى وجود ندارد مرگ عبارت است از نقل و انتقال از عالمى بعالم ديگر فقط آدمى قالب عوض مىكند از اين بدن عنصرى بيرون آمده بهيكل و صورت لطيفترى ميرود چه آنكه روح ( مايهء حيات ) ابدا فناء ندارد بلكه باقى و پايدار است .
و اين معنى با تجربيات قطعى ساليان دراز بدست آمده كه روح غير از اين بدن است و خود استقلال معنوى دارد پس از متلاشى شدن تن و بدن باقى مانده و جلوگيرى مينمايد انتهى .
و امثال اين قبيل علماء و فلاسفه الهى مانند ( بروكسون فرانسوى ) فيلسوف معاصر و ( ويكتور هوگو ) شاعر دانشمند معروف فرانسه و ( نرمال ) محقق آلمانى و