چه خوش گويد شاعر عرب :
أ تبصر فى العين منى القذى * و فى عينك الجذع لا تبصر
« 1 » مثل اينست كه آقايان محترم بكتابهاى خودتان دقيق نميشويد تا خرافات و موهومات بلكه كفريات مندرجهء در آن كتابها را كه يضحك به الثكلى است ببينيد و از خجالت سر بلند ننمائيد حتّى در صحاح معتبرهء خودتان بقدرى اخبار خندهآور نقل شده كه عقل را مبهوت و حيران مينمايد .
حافظ - خندهآور گفتار و كلمات شما است كه تخطئه مينمائيد كتبى را كه در عظمت و بزرگى مانند آن نيامده مخصوصا صحيحين بخارى و مسلم كه عموم علماى ما اتفاق دارند بقطعيّت احاديث مندرجهء در آنها و اگر كسى انكار اين دو كتاب و اخبار مندرجه در آنها را بنمايد و در مقام تخطئه آنها برآيد در حقيقت انكار اصل مذهب سنّت و جماعت را نموده زيرا كه مدار اعتبار اين جامعه بعد از قرآن مجيد به اين دو كتاب بزرگ است چنانچه ابن حجر مكّى در اوّل صواعق محرقه اگر بنظرتان رسيده باشد نوشته است الفصل فى بيان كيفيتها ( اى كيفية خلافة أبى بكر ) روى الشيخان البخارى ؟ و مسلم فى صحيحيهما اللذين هما اصح الكتب بعد القرآن باجماع من يعتد به .
بديهى است كه اخبار مندرجه در صحيحين قطعى الصّدور است از جناب رسول اكرم صلّى اللّه عليه و سلّم لان الامة اجتمعت على قبولهما و كل ما اجتمعت الامة على قبوله مقطوع فما فى الصحيحين فمقطوع به ؟ « 2 »
پس چگونه ممكن است كسى جرأت نمايد بگويد در اين دو كتاب كفريات و هزليات و خرافات و موهومات موجود است .
هامش
( 1 ) آيا مىبينى در چشم من ريزه خاشاك را اما در چشم خود چوب خرما را نمىبينى ( كنايه از اينكه عيب كوچك مرا مىبينى ولى عيب بزرگ خود را نمىبينى ) .
( 2 ) در بيان كيفيت خلافت أبى بكر كه روايت نمودند شيخان بخارى و مسلم در صحيحين خود كه صحيحترين كتابها است بعد از قرآن باجماع امت براى آنكه امت اجتماع بر قبول آنها نمودند و هر چه را كه امت اجتماع بر قبول آنها بنمايند مقطوع است پس به همين دليل احاديث مندرجه در صحيح بخارى و مسلم مقطوع الصدور است .