قول بيست و ششم اندر شرح « 1 » مذهب تناسخ
[ قول مر معنى را به منزلت هيولايى است مر صورت خويش را كه جز به ميانجى از هيولى آن صورت مر جز مصوّر خويش را ظاهر نشود ، اعنى تا قول نباشد معنى مر جز مستنبط معنى را معلوم نشود ، چنان كه تا چوب نباشد صورت تخت مر جز درودگر را پديد نيايد . و مقصود گوينده از قول نه آن است تا قول به كلمات و حروف و آواز گفته شود ، بلكه آن است تا معنى كه اندر ضمير اوست به جز ذات او برسد ، چنان كه مقصود درودگر از ساختن تخت نه آن است تا چوب بدان مصوّر شود ، بل آن است تا منفعت از صورت تخت يافته شود . پس حال حكما اندر اقوال و افعال كه كرده و گفتهاند ، هم اين است كه مقصود ايشان از فعل و قول ، رسيدن فوايدى است كاندر آن است به حاجتمندان بدان . « 2 » ]
[ و احكم الحاكمين و اصدق القائلين خداى است - عزّ شانه - كه اين عالم از فعل اوست و قرآن كريم از قول اوست . و غرض او - سبحانه - از آفرينش نه آن است تا جوهر جسم بدين صورتها و اشكال كه ظاهر است نگاشته باشد و از گفتن سخن نه آن است تا اين سخنان كه بنياد قرآن بر آن است گفته باشد ، بلكه آن است تا نفس مردم كه پذيرنده و يابندهء اين معانى است كه از عالم روحانى بر جوهر جسم پديد آينده است ، از صنع الهى بر اين معانى مطّلع شود و از اين
هامش
( 1 ) .CB: ردّ . / در نسخهءCدر فهرست قولها در مقدّمهء كتاب ، « شرح » آمده است . /
( 2 ) .C: نهان .