اعنى كه هر چيزى كه مردم را « 1 » بدان حاجت قوىتر است ، آن چيز اندر اين عالم بيشتر است و به مردم نزديكتر است ، از جسمانيّات چو هوا و زمين كه بىاين دو چيز مردم را ثبات نيست ، و از نفسانيّات چو آنچه مر او را همى اعراض گويند و اجسام بدان آراسته است و رسيدن مردم به علوم شريف از راه آن است و چو پيغامبران عليهم السّلام كه اندر عالم ظاهرند و خلق را به قهر زير دست خويش آوردند تا از راه علم ايشان به نعمت جاويدى رسند و اين از افاضات الهى است كه لذّت نفس كلّ اندر اين « 2 » افاضتهاست . و دليل بر آنكه تمامى لذّت اندر رسانيدن نعمت است به حاجتمندان ، آن است كه هر كسى كه مر او را اندكى عقل است مقرّ است بدان كه واجب است اندر عقل كه بهتر حالى مر خداى را باشد و اندر بديهت عقل ثابت است كه مر او را هيچ رنجى و المى اندر نيابد البتّه ، و آنچه مر او را هيچ رنجى نباشد به نهايت لذّت باشد و بىنياز باشد از چيزى كه بدان رنج از خويش بگرداند ، و رساننده مر خلق را به نعمتهايى كه مر ايشان را بدان حاجت است خداى است - عزّ شانه - ، پس درست شد كه غايت لذّت اندر رسانيدن نعمت است به حاجتمندان ، از بهر آنكه اين جز مر خداى را نيست و بىنيازى كمال است و خداى برتر از كمال است كه بىنياز كنندهء حاجتمندان است . ]
[ و چو حال اين است و غرض صانع عالم از اين صنع آن است تا مر نفس مردم را به لذّات جاويدى رساند و « 3 » روا نيست كه غرض او از اين صنع حاصل نشود ، واجب آيد كه چو « 4 » نفس مردم بر عدل بايستد و مر شريعت را كه آن تكليف حق است كار بندد بر موجب عقل و بصيرت ، ناچاره « 5 » به لذّت الهى رسد . و نام آن بهشت است كه رسولان خداى مر مطيعان را وعده بدان كردند و گفتند كه بازگشت
هامش
( 1 ) .B: كه مردم را چيزى كه .
( 2 ) .C: را بدان ( اندر اين ) .
( 3 ) .CB: - و . / تصحيح قياسى /
( 4 ) .CB: - چو . / تصحيح قياسى /
( 5 ) .C: ناچار .