تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
را آغازى لازم آيد ، و اگر مر بقاى او را آغازى نهاده شود از بهر آن تا مدّت ثابت شود ، نام ازلى از او بيوفتد « 1 » و او محدث باشد . و بدين شرح ظاهر كرديم كه مر بقاى ازلى را كشيدگى نيست البتّه « 2 » . آنگاه گوييم كه مادّت‌هاى مصوّرات جسمانى مقدّم است بر صور ايشان « 3 » ، تقدّمى زمانى ، و اگر آن زمان چه اندك است . و عالم جسمى به كليّت خويش مصوّرى جسمى است بر مادّتى و چيز صورت‌پذير به پذيرفتن صورت از حال بىصورتى به حال صورتى آيد و گشتن حال او واجب ( آرد ) مر اكنون‌ها را پس يكديگر . و امروز حركات اجسام كه تركيب عالم از آن است به طبايع ايشان است . پس واجب آيد كه مبدع حق مر جوهر جسم را با طبايع او به هم ابداع كرده است اندر اكنونى كه آن اكنون آغاز همه اكنون‌ها بوده است ، و آن آغاز حركت مكانى بوده است كه اقسام چهارگانهء اين جوهر بر آن طبايع كه وجود ايشان بر آن بود حركت كردند و اندر محل‌هاى خويش بدان طبايع كه وجود بر آن يافتند بايستادند و آن آغاز حركت طبيعى بود كه مر او « 4 » را آغاز زمان واجب آيد دانستن . و بدين قول كه گفتيم : چو مبدع حق مر اقسام جسم را با طبايع آن پديد آورد هر قسمى « 5 » از آن سوى مكان خويش حركت كرد ، آن همىخواهيم كه جملگى جسم آميخته پديد آمد بر يكديگر با تضادّ طباع « 6 » آن ، تا « 7 » جزوها « 8 » به حركت اندر افتادند و بعضى سوى مركز شد از حواشى و بعضى سوى حواشى آمد از مركز ، از بهر آنكه مر جسم را جوهريّت و تمكّن و وجود جز به تركيب مفردات طبايع بر هيولى ثابت شد . و اگر آن هيولى جوهرى معقول بود ، مر اجزاى او را بر يكديگر
هامش
( 1 ) . : بيفتد . ( 2 ) .CB: - البتّه . ( 3 ) .BA: مصوّرات آن . ( 4 ) .A: آن . ( 5 ) .CB: قسمتى . ( 6 ) .C: در طبايع . ( 7 ) .CBA: با . / تصحيح قياسى / ( 8 ) .A: جزوهاى .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 335 | ناصر خسرو