قول هشدهم « 1 » اندر لذّات و اثبات آن
بر اين جايگه از اين [ كتاب ] واجب آمد اندر شرح لذّت سخن گفتن ، از بهر آنكه لذّت مطلق از كتابهاى الهى است كه بر صحيفهء نفس مطلق نبشته است . و معنى لذّت مطلق و نفس مطلق اندر قول ما آن است كه درجات لذّات بر حسب درجات نفوس است ، اعنى « 2 » هر نفسى كه او شريفتر ( است ) لذّت مر او را بيشتر است . چنان كه چو [ نفس مردم ] از ديگر نفوس شريفتر است ، مر او را لذّت بسيار است ، چنان كه جانوران بىسخن از آن بىنصيباند . و لذّت مطلق بر مثال جنس است كه ثبات او به ثبات انواع لذّات است كه زير اوست ، چنان كه نفس مطلق نيز جنس است و مر او را انواع است از نامى و حسّى و ناطقه و جز آن . وز بهر [ آنكه ] اندر شناخت لذّت مر نفس را بيدارى است و قوّت يقين و دين و ضعف شك و الحاد اندر آن است ، خواهيم كه قول محمّد زكريّا را كه [ گفت ] اندر اثبات لذّت كه لذّت چيزى نيست مگر زايل ( شدن ) رنج و تا نخست رنج نباشد لذّت نباشد بدين قول ردّ كنيم . وز بهر آن گفتيم كه اندر اثبات لذّت قوّت دين و ضعف الحاد است كه بنياد دين حق بر ايجاب بهشت است مر مطيعان و نيكوكاران را كه
هامش
( 1 ) .CBA: هجدهم . / در نسخههاىAوBدر فهرست قولها در مقدّمهء كتاب ، « هشدهم » آمده است . اين گونهء زبانى اصيل است و شواهد متعدّدى در متون و نسخ كهن دارد . /
( 2 ) .CB: يعنى .