تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
يكديگر خويشى پيوسته‌اند و حق يكديگر همىگزارند بدان قوّت‌ها كه دارند . نبينى كه آتش مر هوا را گرم و روشن همىكند و باد مر آتش را ( قوى همىكند به يارى دادن ؟ و مر باد را فرو سوى با آب خويشى است به ترى ، لاجرم باد مر آب تلخ و شور را خوش ) همىكند و به خويشتن همىكشدش و آب مر باد را به ترى مايه همىدهد و قوى همىداردش و آب به بخار بر هوا همىشود و با او همىآميزد . و مر آب را با خاك به سردى خويشى است ، لاجرم آب مر خاك پراكنده را جمع همىكند و صورت‌پذير و قوى همىگرداندش . وز ديگر سو خاك را خويشى با آتش به خشكى است . نبينى كه آتش مر خاك را به يارى آب و هوا اندر نبات سوى خويش همىكشد [ و پس از ] تيرگى و خشكى همى روشن و نرم كندش و خاك مر آتش را به يارى آب نيز « 1 » همىپذيرد و پديد آرد و بر بازگشتن مر او را سوى [ مركز ] او يارى دهد ؟ اعنى مر آتش را نبات پذيرد كه او خاك و آب است و به يكديگر پيوسته . و آن‌گاه گوييم كه صانع عالم كه او نفس كلّى است ، نفس ناطقه مر او را خويشى نزديك است كه هم گوهر اوست ، لاجرم بدين خويشى كه با مردم دارد مر او را از عنايت خويش بهرهء تمام داده است ، چه بدان كه مر او را بر جملگى مصنوعات خويش پادشاه « 2 » كرده است ، و چه بدانچه مر او را از عقل شريف كه شرف او خود بدان است بهره داده است . پس اندر آفرينش پيداست « 3 » از اين روىها كه ياد كرديم ، كه آفريدگار عالم بدين خط الهى مر مردم را همىفرمايد كه با هم جنسان خويش به كار بستن عدل و احسان نزديكى جوى و نيكويى كن تا همانند « 4 » من شوى و به ثواب ابدى رسى . پس ظاهر كرديم كه آفرينش عالم كه آن
هامش
( 1 ) .CB: - نيز . ( 2 ) .B: پادشا . ( 3 ) .CBA: + كه . / تصحيح قياسى / ( 4 ) .CB: به مانند .
زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 205 | ناصر خسرو