ايشان نيكوكارانند ، چنان كه آتش كه جوهر او گرم و روشن است هوا و خاك سرد تيره را همى گرم و روشن كند و آب نرم نيز مر خاك خشك ريزنده « 1 » را تر كند و فراز آرد و باد مر آتش را همى يارى دهد و آب شور را همى خوش كند ، و نبات كز طبايع برتر است مر خاك و آب را همى رنگ و بوى و مژه « 2 » و آرايش دهد ، و حيوان كز نبات برتر است همى مر نبات را حسّاس كند . و آفريدگار عالم را به ايجاد اين موجودات سپس از نيستى آن نيكويى كردن است « 3 » كه هيچ زبان مر او را وصف نتواند كردن . پس اين احوال كز آن اندكى بازنموديم ، همى گواهى دهند كه آفريدگار بدين آفرينش مر مردم را كه مقصود از جملهء آفرينش عالم اوست و مر او را نفس علم جوى و قياس گيرنده داده است ، همى نيكويى فرمايد كردن نخست با خويشتن به طلب علم و ناپسنديدن مر خويشتن را به درجهء ستوران ، آنگاه با هم صورتان خويش هم [ به علم و هم به عمل كه توانايى مر او را بر اين دو چيز دادهاند تا مر خويشتن را ] به طاقت خويش مانند آفريدگار خويش كرده باشد تا ( چو ) به عالم لطيف بازگردد ، بر آن ثواب جاويدى يابد .
و « ايتاء ذى القربى » مهربانى كردن باشد با خويشان و چيز بخشيدن مر ايشان را . و اندر آفرينش عالم به ميان طبايع بر ترتيب كه اندر تركيب عالم است خويشى و نزديكى است ، و هر يكى از طبايع با خويش و نزديك خويش بدان دو « 4 » قوّت خويش ( كه دارد ) نيكويىكننده است ، چنان كه گوييم : آتش برتر از خواهران خويش است كه امّهاتاند و مر او را با هوا « 5 » به گرمى خويشى است ، لاجرم با
هامش
( 1 ) .B: ريزندهء خشك ؛C: خاك و خشت ريزنده .
( 2 ) .CB: مزه .
( 3 ) .CBA: كردست . / تصحيح قياسى . اگر بخواهيم « كردست - كرده است » را به همين شكل بپذيريم ، آنگاه مىبايد « را » كه پس از « آفريدگار عالم » در هر سه نسخه آمده را زايد بشماريم . با توجّه به آنكه احتمال تصحيف « كردنست » به « كردست » بيش از احتمال افزودن « را » به دست كاتبان است ، ضبط مختار در متن مقبولتر مىنمايد . /
( 4 ) .B: - دو .
( 5 ) .A: هواى .