تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
منكر نشود . وز بهر آن چنين است كه چيزى نه از چيزى كردن ابداع است و آن برتر از عقل است . و گروهى گويند كه ابداع علّت عقل است ، علّتى كه با او يك چيز گشته است - چو نور ( كه ) با قرص آفتاب يك چيز است - ، و ليكن ما سخن بىبرهان نگوييم و ما دانيم كه قرص آفتاب شكل گرد دارد و روشنايى « 1 » ( را ) شكل نباشد كه شكل مر جسم را باشد و روشنايى شكل نپذيرد به ذات خويش مگر بر چيزى ديگر . پس گوييم كه ابداع از يك صنع است كه مر او را دويى نيست و نبود و نباشد ، و مر آن را ارادت به حقيقت نشايد گفتن ، از بهر آنكه ارادت ميانجى باشد به ميان مريد و مراد ، و چو مراد نبود ، ( چه « 2 » ) گوييم كه ارادت بر چه افتاد ؟ و نيز مر آن را جز بر سبيل مجاز امر نشايد گفتن ، از بهر آنكه امر فرمان باشد و فرمان از فرماينده بر فرمانبردار باشد ، و چو فرمانبردار نبود ، چه گوييم كه فرمان بر چه چيز كرد و داد ؟ پس ( آن « 3 » ) صنع مبدع حق است و عقل به ذات مبدع است و نخستين موجود است و علّت همهء علّت‌هاست ، چنين كه برهان بر آن نموديم . ( و « 4 » ) بازگشت مردم به عقل است و شمار بر او به سبب عقل واجب شده است . نبينى كه مر ديگر جانوران را كز عقل نصيب ندارند ، شمار وعده نكرده است ؟ و نفس معلول عقل است و ثبات هر معلولى به علّت خويش است و ثبات نفوس جزوى به نفس كلّى است ، پس ( مر ) نفوس جزوى را بازگشت به كلّ خويش است و مر آن كلّ را بازگشت به عقل است كه هست است « 5 » ، از بهر آن « 6 » گفت خداى تعالى ( ، قوله ) :
إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ
« 7 » . و ايشان
هامش
( 1 ) .A: روشنى . ( 2 ) .B: - چه . ( 3 ) .B: از . ( 4 ) .CBA: - و . / تصحيح قياسى / ( 5 ) .BA: هستند . ( 6 ) .A: آنكه . ( 7 ) . الغاشية ( 88 ) : 25 ، 26 .