تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زاد المسافر ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
آنچه وجود [ او ] از چيزى ديگر نباشد ازلى نباشد ، نيز روا باشد كه آنچه وجود او از چيزى ديگر باشد محدث نباشد ، و ليكن اين چنان باشد كه محدث ازلى باشد و ازلى محدث باشد . و اگر « 1 » اين محال است ، آنچه ( ما ) گفتيم حق است . و اين غلط مر آن كس‌ها را اوفتد كه روحانيّات را زير زمان گمان برند ، و لطايف از زمان برتر است . پس پديدآرندهء لطايف را چگونه به زير زمان شايد گفتن ؟ و ظنّ نادانان چنان است كه خداى تعالى [ ازلى است و اين محال است ، از بهر آنكه ازلى آن است كه مر او را باز به ازل خوانند و آنچه مر او را بازخوانند به چيزى و نسبت او سوى چيزى باشد خداى نباشد . و ازل اثبات وحدت خداى است كه ] عقل را همىبدان باز بايد خواندن ، و ازليّت آن معنى ( است « 2 » ) كه ازلى را ثبوت بدوست « 3 » و [ آن ابداع است . و آنكه ميان ازل ] و ازليّت و ازلى فرق نداند كردن ، اين معنى را اندر نيابد . و اكنون كه اثبات مبدع حق كرديم و گفتيم كه مبدع [ اوّل عقل است ، ] گوييم كه ابداع صنع مبدع حق است . و مر آن را گروهى از حكما امر گفتند و گروهى ارادت گفتند . ( و « 4 » ) اندر اين صنع مر مبدعات و مخلوقات را [ شركتى ] نيست و آن يكى بود و ديگر « 5 » نباشد مر او را و پيش از آن چيزى نبود و سپس از آن ، جز آن . و آنچه اندر آن بود از بودنىها چيزى نباشد ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ( ، قوله ) :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
« 6 » . وز بهر آن گفتيم كه بر ابداع مر عقل را اطّلاع نيست كه عاقل « 7 » نتواند توهّم كردن كه چيزى نه از چيزى چگونه شايد كردن و مر چيزى را از چيزى ديگر كردن
هامش
( 1 ) .BA: ليكن . ( 2 ) .CBA: - است . / تصحيح قياسى / ( 3 ) .CB: ازوست . ( 4 ) .C: - و . ( 5 ) .A: ديگرى . ( 6 ) . القمر ( 54 ) : 50 . ( 7 ) .C: عقل .