اين « 1 » درخت خرما را بدانچه بر او خار [ و ليف ] است خوار ندارند و نسوزند .
پس گوييم كه جاهلان امّت كه گويند : جبرئيل عليه السّلام به « 2 » آواز و حروف با رسول عليه السّلام سخن گفت ، و گويند : هر كس را به روز قيامت نامهاى بدهند از پوست پيراسته كه مر آن را « رقّ » خوانند « 3 » ، و گويند كه « 4 » اندر آن كردارهاى « 5 » ( او ) نبشته باشد « 6 » ، و گويند كه آية الكرسى برگرد عرش ( خداى ) نبشته است و عرش هزار بار بيش از چندين جهان است ، جز مر جسم را چيزى ( ديگر ) همىنشناسند . و چو ( مر ) معنى كتاب خداى را از خزينهداران علم حقيقت نشنودند و متابع ديوان گشتند و بر ظاهر قول بايستادند ، از علم حق دور ماندند . و هر كه روى سوى فضل ( و رحمت ) خداى كند ، سلطان شيطان از او معزول شود ، چنان كه خداى تعالى همىگويد ( ، قوله ) :
وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا
« 7 » .
و ما گوييم كه مردم را قول - اعنى گفتار - صناعتى عامى است و كتابت مر او را صناعتى خاصى است . امّا عامى قول مردم را به دو روى است : يكى بر آن ( كه ) مر ديگر جانوران را نيز مانند گفتار ( او « 8 » ) آوازهاست كز آن آوازهاى مختلف كز ايشان آيد هم مردم و هم ياران آن جانور بر رنج و راحت ( آن ) آواز دهنده دليل توانند گرفتن و يافتن ، هرچند كه قول مردم مفصّلتر است . و شرح اين معنى پيش از اين اندر اين كتاب ياد كرديم . پس قول كه اندر او مر ديگر جانوران را با مردم مشاركت باشد ، عامى باشد بدين روى . و ديگر بدان روى كه قول مر همهء مردمان را هست به جملگى ، نه مر يكى راست بيرون ديگرى ، اعنى كه چو گوينده بگويد ، همه شنوندگان از مردم مر آن گفته را بيابند و همهء مردمان نيز بتوانند گفتن . پس
هامش
( 1 ) .B: - اين .
( 2 ) .A: با .
( 3 ) .CB: گويند .
( 4 ) .CB: - گويند كه .
( 5 ) .C: كردههاى .
( 6 ) .A: باشند .
( 7 ) . النساء ( 4 ) : 83 .
( 8 ) .C: - او .