تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كه تو جوانى و كم سال و ناآزموده و به امور دنيا عارف نشده‌اى ، و اينكه تو پرسيدى هيچ‌كس از من نپرسيده : آرى معهود كرده است پيغمبر ما به ما كه بعد از او دوازده خليفه خواهد بود به عدد نقيبان بنى اسرائيل كه خلفاء موسى بودند . و بالجمله چون ثابت شد ثبوت نصّ بر باقى ائمه ، ثبوت امامتشان نيز ظاهر شد . چه دانستى كه در امام عصمت و نصّ هر دو معتبر است و در زمان هر يك از اين ائمّه هر كه قائل به امامت ديگرى است نه ادّعاى عصمت براى او كرده و نه ادّعاى نصّ ، پس امامت او باطل باشد ؛ و چون واجب است وجود امام در هر زمانى و ثابت است نصّ بر امامى از ائمّه اثنى عشر كه در زمان مفروض باشد ، پس واجب است كه امام او باشد به دليل اجماع مركّب . و چون امام او باشد معصوم نيز باشد بنابر آنكه عصمت نيز شرط است در امامت . و بعضى از فرق شيعه كه مدّعى نصّ بر امام خودند قائلند به انتهاى امامت به امامى و به غيبت او ، كه معلوم است به يقين موت آن امام : مانند كيسانيّه كه قائلند به امامت و غيبت محمد بن الحنفيّه ، و مانند ناووسيّه و واقفيّهء بر امام جعفر صادق و واقفيّهء بر امام موسى كاظم و مانند فطحيّه كه قائلند به امامت عبد اللّه بن جعفر ، و مانند اسماعيليّه كه قائلند به امامت اسماعيل بن جعفر ، چه موت همهء اين ائمهء معلوم است به يقين ، پس اگر امامت به ايشان منتهى باشد خلوّ زمان از امام لازم آيد و بطلان اين ثابت شد ، پس اين مذاهب همه باطل شد . و ايضا دليل بر بطلان اين مذاهب انقراض اهل اين مذاهب است و عدم بقاى احدى از آنها . و انقراض قائلين به حقّ تا وقت موعود محال است و گرنه بطلان شريعت حقّه لازم آيد . چه بقاى شريعت نتواند بود مگر به آنكه جماعتى امامت آن كنند و چون امامت آن كنند اهل آن باشند ، و حال آنكه بقاى شريعت حقّه الى اليوم الموعود از ضروريّات دين است . پس به طريق قياس استثنائى
هامش
أحد منذ قدمت العراق قبلك . ثم قال : نعم ، و لقد سألنا رسول اللّه - صلى الله عليه و سلّم - فقال : اثنا عشر ، كعدّه نقباء بنى اسرائيل » . و روايات ديگر به همين مضمون با اختلاف در الفاظ از « مسروق » و روايات بسيارى از ديگران در كتابهاى معتبره سنّىها وارد شده ، كه فهرس آن را در « ملحقات إحقاق الحق » ، 13 / 1 - 71 ملاحظه شود .