فصل اوّل در بيان معنى امامت و وجوب نصب امام بر خداى تعالى
بدان كه امامت رياستى است بر جميع مكلّفين در امور دنيا و دين بر سبيل خليفگى از پيغمبر . و اين تعريف كه كرديم مر امامت را ، مسلّم است ميان جميع فرق از اهل اسلام و كسى را در معنى امامت خلافى نيست ؛ بلكه خلاف در اين است كه نصب رئيسى چنين كه امام عبارت از اوست بعد از انقراض نبوّت واجب است يا نه ، و بر تقدير وجوب بر خدا واجب است يا بر امّت ، و وجوبش عقلى است يا سمعى .
طوائف خوارج بر آنند كه نصب امام واجب نيست اصلا ، بلكه هر كه مدّعى امامت باشد خروج بر او را و محاربهء با او را واجب دانند . و به اين سبب موسومند به « خوارج » .
و جمهور اهل سنّت بر آنند كه نصب امام واجب است بر امّت عقلا . و بعضى بر آنند كه واجب است عند الخوف و ظهور الفتن و امّا مع الأمن فلا يجب . و بعضى بر عكس اين قائلند .
و جمهور فرقهء اماميّه بر آنند كه واجب است نصب امام بر خداى تعالى عقلا . و تقرير دليل بر مذهب اماميّه آن است كه گوئيم : هيچ شكّ نيست كه در زمانى كه پيغمبرى موجود نباشد و امكان وجود پيغمبرى نيز نباشد بسبب ختم نبوّت ، و امّت مكلّف باشند به تكليفات شرعيّهء زياده بر تكاليف عقليّه بتخصيص تكليفاتى كه موجب اجتماع ناس و كثرت و ازدحام مردم باشند مانند اقامت جمعه و سدّ سرحدهاى بلاد اسلام و تجهيز جيوش و عساكر براى جهاد و دفع اعداى دين و امثال اين كه همهء اهل اسلام متّفقند بر وجوب آن ، و لا محاله مظنّهء وقوع فتن و آشوب و منازعه و مخاصمه و محاسده است ، هرآينه وجود امام به معنى