تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مذكور لطف است مر مكلّفين را ، و آكد و ابلغ و انفع جميع لطفها ، حتى از نبوت . چه نبوّت لطف است در تكاليف عقليّه و در تكاليف عقليّه حكمى كه موجب وقوع در مظنّهء فتنه و آشوب باشد نيست . پس هرگاه بعثت نبىّ واجب باشد بر خداى تعالى ، نصب امام به طريق اولى و آكد و ابلغ واجب باشد بر خداى تعالى . بلكه ختم نبوّت از خداى تعالى قبيح است و جائز نيست با بقاى تكليف مگر وقتى كه بدل نبوّت تقدير كرده باشد امرى كه بدل نبوّت تواند بود و نيست آن مگر امامت به معنى مذكور . و اعتراضى كه مخالفين كرده‌اند كه لطف امامت وقتى واجب باشد كه لطف ديگر بدل او نباشد ، و حال آنكه مىتواند بود كه همهء مكلّفين معصوم باشند و محتاج به امام نباشند ، و عصمت همه مردم بدل امامت باشد ، در غايت ركاكت است . چه ضرورى است كه فرض مذكور ممتنع است عادتا . و عجب حالتى است كه اين قوم قائل به وجود معصوم واحد را در هر زمانى توبيخ و سرزنش ، بلكه تكفير مىكنند و خود تجويز عصمت جميع مردم در زمان واحد مىنمايند . فاعتبروا يا اولى الأبصار ! و ايضا آنچه گفته‌اند كه وجود امام وقتى لطف باشد كه مشتمل بر هيچ مفسده نباشد ، و مىتواند بود كه مفسده‌اى باشد كه مانع باشد از نصب امام ، پس نصب امام بر خدا واجب نباشد . و اينكه مفسده معلوم نباشد كافى نيست ، چه احتمال مفسده قادح است در وجوب نصب امام ، ظاهر البطلان است . چه امور متعلّقه به امام بر دو نوع است : دينى و دنيوى . و مفسدهء نصب امام براى امور دينى معلوم الانتفاء است نه تنها غير معلوم الوجود . چه فساد در امور دينيّه معلوم است شرعا و هيچ‌كدام از مفاسد شرعيّه بر وجود امام مترتّب نيست . و اين ضرورى است نزد كسى كه عارف به مفاسد شرعيّه باشد . و همه مكلّفيم به دانستن مفاسد شرعيه پس نتواند بود كه معلوم نباشد . و همچنين معلوم است انتفاء مفسدهء نصب امام در امور دنيويّه . چه امور دنيويّه راجع است به مصالح و مفاسد عباد در حيات دنيوى و حفظ نظام نوع و اخلال آن . و اين مجموع معلوم است مر كافّهء عقلا را . و در اين مجموع امرى نيست كه عقل او را مفسده داند نظر به نصب امام . بلكه عقل جازم است به اينكه سدّ مفاسد امور معاش نتواند شد مگر به وجود سلطانى قاهر عادل