3 . چون موسى ( ع ) مدتى از خلق پنهان و غايب گردد ، و خلق در انتظار وى باشند .
4 . چون عيسى ( ع ) خلق در وى مختلف شود ، و هر قومى در حقش سخنى ديگر گويند .
5 . چون ايوب از بلا و محنت راحت يابد .
6 . چون محمّد ( ع ) با شمشير بيرون آيد ، و شمشير خلق را به « 1 » راه حق آورد .
و جز اين گفتهاند كه در كتابهاى ما مسطور است .
دليل ديگر از جهت عقل بر آنكه امام دوازده است ، آن است كه هيچ زمانه نشايد كه بىامام بود و در هر روزگار ظاهر است كه دعوى امامت كرده ، و كدام كس شايستگى امامت داشته . اول روزگار امير المؤمنين ( ع ) ، ابو بكر و عمر و عثمان را امام خواندهاند و گفتهاند از پيش كه ايشان معصوم نبودند . و از پس ايشان معاويه - عليه اللّعنه - دعوى امامت كرد و پدرش بوسفيان - عليه اللّعنه - بود كه چند بار لشكر جمع كرد و به حرب مصطفى ( ص ) شد ، و مادرش جگر عمّ مصطفى ( ص ) بخاييد و بخورد . و روزى ابو سفيان - عليه اللّعنه - بر خرى نشسته بود و معاويه - عليه اللّعنه - در پيش ، و يزيد - عليه اللّعنه - در پس خر را مىراند . چون رسول ( ص ) بديد و چشمش بر ايشان افتاد ، گفت : لعنت خدا بر كشنده و نشسته و راننده باد .
و روزى رسول ( ص ) گفت كه اين ساعت يكى پديد آيد كه چون به قيامت آيد ، بر دين و ملت من نباشد ، در حال معاويه - عليه اللّعنه - پديد آمد و گفت : چون معاويه را بر منبر من ببينيد ، بكشيد .
و باقر ( ع ) گويد :
« وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ »
« 2 » ، معاويه است - عليه اللّعنه - و از پس خود ، يزيد را كه از وى بتر و از هر كافرى كافرتر بود ، به امامت بنشاند . و از پس يزيد پليد ، مروان و مروانيان امامت مىكردند ، و مصطفى ( ص ) اصل ايشان از مدينه برانده بود و خبر داده كه از ايشان چه فتنهها خيزد ، وقتى به خواب ديد - چنان كه در قرآن
هامش
( 1 ) . اصل : با .
( 2 ) . اسراء / 60 .