فصل : در آنكه امام دوازده است
بدان كه از پس مصطفى ( ص ) امام دوازده بودند و همه پاكان و معصومان بودند و به امامت سزاوار بودندى ، كه از دوازده كم يا بيش گويد ، وى بر حق نباشد و امام را نشناسد و نداند كه از بهر چه مىبايد و به چه صفت مىبايد .
دليل بر آنكه امام دوازدهاند خبر مصطفى ( ص ) كه : « الأئمّة من بعدى اثنا عشر اوّلهم علىّ و آخرهم مهدى » « 1 » و قول ديگر : « اوّلهم علىّ و رابعهم علىّ و ثامنهم علىّ و عاشرهم علىّ و آخرهم مهدى » « 2 » و هر يكى كه از ايشان انكار كند و به وى نگويد ، همچنان بود كه بر من انكار كرده بود و به من نگفته باشد . و اندر اين معنى خبرها بسيار آمده ، چه آنكه جابر انصارى - رحمه اللّه - روايت كرده ، و چه آنكه عبد الله مسعود روايت كند كه مصطفى ( ص ) گويد : « انّى تارك فيكم الثّقلين ما ان تمسّكتم وحده لا تضلّوا كتاب اللّه و عترتى و لم يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض » « 3 » ؛ يعنى من از دنيا مىروم و دو بنگاه گرانمايه در ميان شما مىگذارم . مادام تا شما دست در ايشان زده باشيد از راه حق نيفتيد ، و آن كتاب خداست و عترت من . و اين هر دو از يكديگر جدا نشوند تا به حوض كوثر بر من رسند .
اين جبرئيل دليل مىكند كه از پس امير المؤمنين تا خاستن قيامت ، در هر زمانهاى از فرزندان مصطفى معصوم بوده است و باشد كه در علم قرآن و شرع و احكام اعتماد بر وى بود .
و مصطفى ( ص ) گويد : « الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا و ابوهما خير منهما » « 4 » ؛ يعنى حسن و حسين امامند « 5 » ، اگر گذارندشان كه امامت كنند ، و اگر نگذارند ، و
هامش
( 1 ) . معجم احاديث كتب اربعه : 7 / 5457 با اندك اختلاف ؛ اصل حديث در معجم به اين عبارت است :
« الائمّة بعدى اثنا عشر اوّلهم أنت يا علىّ و آخرهم القائم » .
( 2 ) . معجم احاديث بحار الانوار : 26 / 19140 با اندك اختلاف اصل حديث در معجم به اين عبارت است :
« اوّلهم علىّ و آخرهم القائم » .
( 3 ) . معجم مستدرك الوسائل : 1 / 537 ؛ زغلول : 3 / 643 .
( 4 ) . معجم احاديث بحار الانوار : 23 / 19140 .
( 5 ) . اصل : اماماند .