و بعد از آن قضا كند . و اگر بعد از ظهر داخل شود . خواه پيشتر افطار كرده باشد يا نه - قضا بگيرد .
مسألهء هفتم : اگر مسافر [ به ] نماز جماعت وارد شود كه ايشان نماز را تمام مىكرده باشند ، آن مسافر دو ركعت خود را سلام دهد و فارغ شود ؛ و اگر خواهد كه نماز ظهر و عصر هر دو را به نماز ظهر امام تنها يا به نماز عصر او تنها اقتدا كنند و همچنين اگر نماز شام و خفتن خود را هر دو را به نماز خفتن امام تنها اقتدا كند ، جايز است ؛ و اگر خواهد هر نمازى را به نماز على حده اقتدا كند ، جايز است ؛ و اگر نماز ظهر را به دو ركعت اوّل نماز ظهر امام و نماز عصر خود را به دو ركعت اوّل نماز عصر امام اقتدا كند - چنانچه در حديثى وارد شده است - بهتر است .
مسألهء هشتم : نماز جمعه بر مسافر واجب نيست . امّا اگر جايى كه نماز جمعه كنند وارد شود ، از روى رغبت و محبّت به نماز جمعه برود و نماز جمعه كند ، ثواب صد نماز جمعهء حاضر داشته باشد .
مسألهء نهم : اگر به سفرى رود كه آن سفر مشتبه باشد و يقين نداند كه حقّ است يا باطل ، جمعى از علماى اين زمان گويند كه نماز را تمام كند و هم قصر و روزهء ماه مبارك رمضان را هم بگيرد و هم قضا بكند .
حقّ اين است كه در حين سفر نماز را تمام بايد كرد و قصر نبايد كرد و روزه را بايد گرفت و قضا نبايد كرد . زيرا كه در اصل شرع مطاع براى آدمى نماز تمام و روزهء ماه مبارك رمضان واجب است يقينا و قصر و افطار جايز نيست مگر به سبب امرى كه عارض شود ، مثل سفر حقّ و به احاديث صحيح متواتر ثابت و مسلّم است كه هرگز يقين باطل نمىشود مگر به يقين ، و شك و ظنّ ، هيچ يقينى را باطل نكند . پس بنا بر اين تا يقين نشود كه سفر حقّ است ، يقين اصلى باطل نشود و قصر و افطار جايز نباشد .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
ص٣١٧