تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كه فرود آمدند ، خداى تعالى همه را يك بار هلاك فرمود و مدّتى بدين منوال بودند تا اينكه پيغمبرى از بنى اسرائيل كه نامش ارميا بود بر ايشان گماشت ، گفت : خدايا كاش اينها را زنده مىكردى تا بلادت را آباد كنند و عباد تو از ايشان بوجود آيد و با عباد تو عبادت تو كنند . پس خدا ايشان را زنده كرد و با آن نبىّ رفتند و مدّتى بودند تا هر كدام به اجل خود مردند . « 1 » و در كتاب كافى همين حكايت را از حضرت باقر و صادق - صلوات اللّه عليهما - روايت نموده و در اين روايت فرموده‌اند كه : شهرى از شهرهاى شام كه نام آن بنى حوقله بود . و در كتاب عوالى الليالى از حضرت صادق ( ع ) همين حكايت را در تفسير همين آيه روايت نموده و فرموده كه : آن جماعت سى هزار كس بودند . و مثل امواتى كه حضرت عيسى ( ع ) زنده فرموده ، و غير ايشان بسيارى كه به سببهاى مختلف زنده گشته‌اند . پس هرگاه رجعت در امم سابقه واقع [ شده ] باشد ، بايد البته در اين امّت هم باشد . و در تفسير عياشى « 2 » روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) كه [ آن حضرت ] از كسى پرسيد كه مخالفان در اين آيه چه مىگويند
« وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ »
« 3 » . گفت : مىگويند اين حرف مشركان است كه [ براى رسول الله قسم ياد مىكنند كه خدا مردگان را زنده نمىكند ! حضرت فرمودند : چه ] مىگويند : لات و عزّى در پيش مشركان از آن بزرگترند كه قسم [ به ] ايشان خورند ، بلكه [ اين ] در وقت رجعت و زنده گشتن مردگان در آن وقت [ است ] چون مخالفان به شما مىگويند كه :
هامش
( 1 ) . مدرك سابق . ( 2 ) . تفسير عياشى ج 2 ، ص 259 . ( 3 ) . نحل / 38 .
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 283 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى