تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
باشد چون ديگران بر اين مطلع شوند ، همه او را ملامت و مذمّت كنند و اين را حمد و مدح نمايند و حجّتش در دنيا و آخرت تمام باشد و آن را بر اين حجّتى نباشد و اين در پيش خالق و خلايق رو سفيد باشد و ممدوح و خوش‌حال و او در پيش همه روسياه و مذموم و بد حال باشد . دوّم اينكه ، هرگاه به جاى بدى صبر و تحمّل و نيكى بجا آورد ، طاعت خداى تعالى [ نموده ] و آن ديگر ، معصيت خدا كرده باشد . و اگر تلافى با او كند چه تلافى تواند كرد . مثل اينكه او را در معصيتى گذاشته و خود را داخل مطيعان كرده . سوم اينكه ، اگر تلافى كند خالى از اين نيست كه به قدر بدى او خواهد كرد يا كمتر ، اگر به قدر آن باشد ، اين هم بد خواهد بود مثل آن ، پس چه شرف اين را بر او خواهد [ بود ] ؟ و اگر از بدى او كمتر باشد به قدر اين از بدى او كم شود و باز آنچه مىخواست بجا نياورده و خود را در بدى با او شريك كرده است و اگر بيشتر از او [ بدى نمايد ، او ] از بدى خود پاك شود و اين به قدر زيادى ، بدى نمايد . چهارم اينكه ، اگر به عوض بدى ، بدى كند غالب اين است كه او هم بدى ديگر كند ، و بسيار هم باشد كه جمع ديگر به حمايت آن و اين از جا درآيند و منازعهء شديد شود و به طول [ كشد ] و مكرّر شده كه اندك مادّه‌اى مؤدّى به نزاع و جدال و قتل بسيار گشته [ است ] . پنجم اينكه ، غضب و دشمنى اگر از جهت امور دين و براى خداست ، ذكر و اظهار و انتقام او وقتى جايز است و طاعت خداست ، كه مصلحت دين و اقتضاى آن باشد و آن شخص تجاهر به آن كند . و الّا آن هم معصيت ديگر شود . و اگر از جهت امور دنيا باشد . در اين قسم امور خدا را از عفو و شيطان را از تلافى خوش آيد . چه خوش‌حالى ارضاى برادر مؤمن در پيش خداى تعالى عزيزتر است از تمام [ دنيا ] ، و تمام دنيا در پيش خدا مقدار بال مگسى [ ارزش ] ندارد . اگر مىداشت از آن به كافر نمىداد . چنانچه در حديث آمده . پس اگر عفو كند ، خدا را از خود راضى و