تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بسيار باشد كه كسى با امرا و سلاطين و دشمنان چنان معامله نمايد كه در حضور ايشان به نحوى و در غايبانه به خلاف اين باشد . امّا اين داخل منافقان و دورويان است يا نه ؟ تفصيلش اين است كه اگر اين كار را به محض جاه و مال و چيزهاى باطل دنيا كند ، نفاق و دورويى است ، امّا اگر به ضرورت حفظ دين يا عرض يا مال خود يا غير خود از مسلمين و رفع شر و ضرر و مجملا مصلحت دينى يا دنيوى كه داخل حرص و دين‌فروشى نباشد ، كند داخل تقيّه و مدارا و مماشات و مصلحت كه هم از واجبات و ضروريات دين است . چنان كه اخبار بسيار در همه وارد شده و حديث « لا دين لمن لا تقية له » مشهود به اين معنا [ ست و ] اخبار ديگر بسيار در كتب [ حديث ] مسطور و مذكور است . و حضرت پيغمبر - ص - فرمايد كه خدا مرا چنان كه به فرايض امر فرموده به مداراى با مردم نيز امر نموده . و ايضا از آن حضرت - ص - مروى است كه سه چيز است كه هر كه آنها را ندارد ، هيچ عملش تمام نمىشود : ورعى كه او را از معاصى الهى بازدارد و خلقى كه با مردم مدارا كند و حلمى كه جهل جاهلان را رفع نمايد . و مروى است كه روزى حضرت پيغمبر - ص - در پيش عايشه نشسته بود ، مردى اذن خواست كه آن حضرت را ببيند ، فرمود كه چه بد آشنايى است ، بعد از آن بيرون رفت و آن مرد را اذن داد كه داخل شود و تا نشسته بود [ آن حضرت با وى ] صحبت مىداشت و كمال شگفتى مىنمود و ملاطفت مىفرمود ، بعد از آنكه رفت ، عايشه گفت : آن گفته چه بود و اين سلوك چيست ؟ فرمود : از جمله بدترين مردم كسى است كه همنشينى و صحبتش را دوست ندارند به سبب درشتى و بدخويى . و در روايتى ديگر فرمود : بدترين مردم كسى است كه اكرامش كنند از ترس شرّش . 3 - افشاى سرّ : و اين هم نوعى است از غيبت . چه هرگاه سرّ كسى را فاش كنى ، البته او را بد آيد و برنجد . و بسيار باشد كه مفاسد بسيار بر آن مترتّب شود و گاه باشد
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 192 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى