تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
آنچه مذكور شد ، اندكى از عقوبت و مذمت جزئى بود كه بىواسطه بر غيبت مترتّب مىشود . و عقاب و عذاب و ضررهاى كلّى بسيار ، بواسطه [ اى ] چند ، به جهت ديگر آن متفرّع گردد : اوّل اينكه : هرگاه غيبت كند كسى ، گاه باشد كه او هم از اين آزرده شود و غيبت او كند و ديگرى هم غيبت هر دو كند . و همچنين به اين سبب ، جمعى بسيار غيبت يكديگر كنند . و اوّلين چون سبب اين شده ، در گناه همه شريك باشد . دويم اينكه : هرگاه بعضى غيبت بعضى كنند ، و كسى ايشان را منع نكند ، سبب جرأت ديگران شود . و به اين سبب معصيت كبيره در ميان مؤمنين شايع شود . سوم اينكه : گاه باشد كه كسى كلمهء بدى از كسى در جايى گويد كه باعث خسران مال يا هتك عرض يا قتل آن شخص شود . بلكه بسيار باشد كه مؤدّى به تفريق ميان زوجين و اولاد و والدين گردد ، و منجر به قتل و غارت شود . چهارم اينكه : غيبت كردن سبب رنجش و آزردگى و مؤدّى به كينه و عداوت گردد . پنجم اينكه : هرگاه اين قسم افعال در ميان مؤمنان شيوع يابد ، موجب اين شود كه اعانت يكديگر نكنند و ترحم از ميان ايشان بر طرف شود ، چنان كه در زمان ما معلوم و محسوس است . ششم اينكه : شيوع اين امور سبب شيوع ساير مناهى و معاصى گردد ، چه به سبب ترك اعانت و مروّت بسيار باشد كه ضعفا و فقرا ، مضطرّ به دزدى و ربا و ساير امثال اين كارها شود . و ايضا اكثر غرض‌ها و مرض‌هاى باطل بسيار دارند و از ترس مذمّت و عقوبت و رسوايى اظهار نمىكنند . هرگاه تراحم و تعاون از ميان ايشان بر طرف شود و پردهء حيا و خوف از روى كارها برخيزد ، هركس به قدر قدرت خود در تحصيل آنچه مىخواهد و دفع هر چيز كه مىخواهد اهتمام نمايد ، و انواع ظلم و جور و معاصى از حجاب اختفا [ بيرون ] برآيد ، و يأجوج و مأجوج هرج و مرج