تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و چندين هزار چاه است پر از عقرب و مار و جانوران گزنده ، هر كدام از بزرگترين كوههاى دنيا بزرگتر و درازى هر كدام هفتاد ذرع و در نيش و دندانشان به قدر يك دريا زهر ، همه از آتش ، اگر به قدر سر سوزنى از آن زهر به دنيا آرند ، هر جاندارى كه باشد هلاك شود و به هر كوه و سنگ كه چكد ، بگدازد ، به هر [ يك ] كس چندين هزار از اين گزندگان مسلّط گرداند كه هر كدام جدا جدا چندين هزار سال به او چسبند و بگزند ، و بر بدن هر كس هفتاد پوست خداى تعالى بپوشد ، گندگى هر كدام چهل ذراع ، ميان هر دو پوست عقرب و مار و گزندگان بسيار كه سر هر يك از كوه بزرگى ، بزرگتر و همه از آتش . و بر گردن و دست و پا و هر عضوى از اعضاى هر كس ، چندين زنجير آتش هر كدام هفتاد ذراع در هر ذراع ، به عدد قطرهء باران حلقه‌ها كه اگر يك حلقه از آنها را بر كوههاى زمين گذارند ، همه را تا زمين هفتم بگدازد . و بر سر هر كس كلاهى از آتش نهند طولش شصت ذراع ، در سر هر كس كنند دماغش بگدازد و بر دوشهايش از چرك آن سيصد و شصت نهر روان شود ، و بر هر كس هفتاد پيراهن از قطران پوشيده داراى سيصد و شصت سوراخ كه دود و آتش كه در شكم و بدن است از آنها بيرون آيد . و هر كس آن قدر بسوزد كه پوست بدنش ، تمام برود ، باز خداى تعالى پوست ديگر تازه كند ، و همچنين هميشه در عذاب باشند و هر چند آرزوى مرگ مىكنند كه از عذاب خلاص شوند ، نصيب نمىشود . از اين جهت [ است ] كه خداى تعالى روز قيامت مرگ را بر طرف مىكند و اهل بهشت و دوزخ را هرگز مرگ نمىباشد . و در ميان اهل دوزخ و شيطان ، نزاع و جدال بسيار مىشود ، بر شيطان اعتراض كنند كه تو ما را از راه [ بدر ] بردى و به عذاب گرفتار كردى ، حالا عذاب [ را ] از ما دفع كن . جواب گويد : كه مرا چرا ملامت مىكنيد ؟ خود را ملامت كنيد ، من بيش از اين نكردم كه شما را دعوت به باطل كردم . شما خود مىدانستيد كه من دوست شما نيستم و خير شما را نمىخواهم . [ مى ] بايست حرف مرا نشنويد و اطاعت من
رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 157 | حسن بن عبد الرزاق لاهيجى