تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
هم دارند ، چنان كه طبيب داناى مهربان بيمار عزيز خود را به انواع غذاها و دواهاى ناخوش بدمزهء تلخ ، اوّل به چيزهاى سهلتر مثل لعابها و شيره‌ها ، بعد از آن به جلّابها و همچنين مرتبه به مرتبه به دواهاى سختتر معالجه كند ، تا از آن بيمارى و علّت شفا يابد . همچنين خداى تعالى به كرم و رحمت و شفقت خود چندين هزار بار مهربانتر از طبيب و مادر مهربان به بيمار و طفل شير خوار ، گناهان اين مؤمنان را به اقسام بلاها و آزارها تلافى كند ، مثل پريشانى و ثقل قرض و خجلت عيال و شرمندگى همسايگان و دوستان و آشنايان و بيگانگان و بيمارى و مرگ خود و ايشان و ظلم ظالمان و جور حاكمان و مجملا هر قسم آزار و كدورتى كه به مؤمن رسد - خواه از جانب خود و خواه از جهت ديگران - كفّارهء گناهى باشد ، حتّى اگر خواب بدى ببيند دلگير شود يا خارى به پايش رود يا از كسى كلمهء ناخوشى شنود حاضرانه يا غايبانه . و اگر گناه بيشتر باشد و به بلاها و تعبهاى دنيا تلافى نشود ، در وقت مردن به سختى جان دادن تلافى شود و جان دادن بر اهل دنيا كه دل از همهء چيزهاى باطل دنيا بر نداشته و محبّت به چيزهاى دنيا دارند و اهل گناه كه پشيمان نگشته و ترك گناه نكرده‌اند آن قدر سخت است كه همهء بلاهاى دنيا برابر آن نشود . و در احاديث مكرّر آمده كه خداى تعالى به دعاى بعضى انبيا و اوليا بعضى مردگان را زنده كرد ، بعد از آنكه از ايشان سؤال بعضى احوال مردن و قبر و غير آن نمودند ، فرمودند كه اگر خواهيد دعا كنيم كه خداى تعالى شما را در دنيا بگذارد كه بار ديگر مدّتى بمانيد . گفتند : صد سال يا بيشتر است كه مرده‌ايم هر كس به قدر مرتبهء خود هنوز تلخى مردن از كام جان ما نرفته ، و مرتبهء ديگر تاب اين سختى نداريم با اينكه ايشان مؤمنان بودند . روايت شده كه مردى بيمار بود . حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به ديدنش رفت ، ديد كه در كار رفتن است .