تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
و بعد از آن منكر و نكير با بهترين صورتى آيند . يكى در جانب راست و ديگرى در جانب چپش ايستند و بار ديگر روح را به بدن تا كمر بازگردانند و از او سؤال كنند كه خدا و پيغمبر و امام تو كيست ؟ و دين و كتابت چيست ؟ چون همه را جواب گويد ، قبرش را به قدر هفت گز يا نه گز ، يا آن قدر كه چشم كار كند يا به قدر يك ماه راه - براى همه كس به قدر عمل و مرتبه‌اش - فراخ كنند و از فرشهاى حرير و زربفت بهشت قبرش را فرش كنند و گويند : به راحت و كمال استراحت بخواب . و بعد از آن شخصى در غايت خوبى و نهايت محبوبى پيدا شود كه هرگز كسى به آن خوبى نديده باشد ، گويد : تو كيستى كه هرگز به خوبى تو كسى نديده‌ام ؟ گويد : من علم و اعتقاد حقّ ، و عمل صالح توام ، كه مونس و هم مجلس تو خواهم بود . و از بهشت درى به قبرش گشايند كه روح و نسيم هواى بهشت هميشه داخل قبرش شود و بر بدنش وزد و روحش را از قبر بيرون برند و در غرفه‌ها و روضه‌هاى بهشت در جوار رحمت و حوالى حضرت پيغمبر و آل مطهّر او - صلّى اللّه عليهم - گذارند كه ايشان را ببيند و با ايشان صحبت دارد و در انواع اطعمه و اشربه و نعمتها و لذّتها با ايشان رفيق و شريك باشد تا روز قيامت . و خويشان و دوستان و آشنايان در روضه‌ها و غرفه‌هاى بهشت با هم مشغول صحبت و تنعّم باشند ، و هر روحى كه تازه پيش ايشان رود استقبالش كنند و احوال بازماندگان دنيا را از او پرسند و انتظارشان كشند تا وقتى كه به امر الهى به ايشان رسند . و اگر ميّت كافر و خارجى و مثل ايشان از ساير گمراهان باشد ، در وقت احضار حضرت پيغمبر و امير المؤمنين - صلوات الله عليهما و على آلهما الطاهرين - به جبرئيل و جبرئيل به ملك الموت گويند : اين دشمن خدا و رسول و اهل بيت اوست ، با او چنان كه [ سزاى ] اوست عمل نماى . پس ملك الموت پيش او رفته گويد : اى دشمن خدا مژده باد تو را به غضب و عذاب خدا و آتش دوزخ ، از آنچه مىترسيدى به آن رسيدى . پس روحش را به شدّت و سختى تمام بيرون آرد .