- عليه السّلام « 1 » - وارد شده « 2 » در وقتى كه از اعادهء ابدان در روز « 3 » قيامت از جناب او سؤال كردند ؛
جواب دوّم « 4 » اينكه ، حقيقت و ذات آدمى - چنان كه پيش از اين گذشت و حديث نيز در آن مذكور گشت - روح اوست و احوال « 5 » و اعمال و خير و شر و مدح و ذم همه از اوست و بدن براى او نيست مگر مثل قلم و شمشير براى كاتب يا قاتل « 6 » و « 7 » صندوق براى گوهر و قبا براى شخص ؛ پس اگر كسى با قلمى كلام خير « 8 » يا شر بنويسد ، يا با قبا يا شمشيرى « 9 » ، مؤمن يا كافرى را بكشد ، در وقت مدح يا « 10 » ذم كردن و جزا دادن « 11 » خواه در دنيا و خواه در آخرت « 12 » ، قلم و شمشير و قبا را مدح و ذم نكنند و جزا ندهند « 13 » ، بلكه آن كس را جزا دهند « 14 » و وصف كنند .
پس بنابراين بر تقديرى كه در قيامت بدن ديگر هم باشد كه ضرر نكند و ظلم لازم نيايد و مثل اين است كه « 15 » اگر كسى گناهى كند كه « 16 » مستحق قتل و « 17 » يا حد شود و « 18 » در آن وقت مثلا « 19 » فربه باشد و « 20 » بعد از مدّتى كه « 21 » گذشته و لاغر شده يا در آن « 22 » وقت لاغر باشد و بعد از مدّتى كه گذشته فربه باشد « 23 » ، بر امام يا بر حاكم شرع عرض شود ، در همان وقت اجراى حكم شرع بر او كند « 24 » و به سبب اينكه گوشت او زايل شده « 25 » يا گوشت ديگر به هم رسانيده « 26 » حكم شرع « 27 » از او ساقط
هامش
( 1 ) . ب : « عليه السّلام » ندارد .
( 2 ) . ب : « روايت شده » .
( 3 ) . ب : « روز » ندارد .
( 4 ) . ب : « دوّم » ندارد .
( 5 ) . ب : « افعال » .
( 6 ) . ب : « كاتب و قاتل » .
( 7 ) . الف : « يا » .
( 8 ) . الف : « قلمى كار خير » .
( 9 ) . الف : « يا قبا و شمشير » .
( 10 ) . ب : « و » .
( 11 ) . الف : « خبر دادن » .
( 12 ) . ب : « قيامت » .
( 13 ) . الف : « خبر ندهند » .
( 14 ) . الف : « خبر دهند » .
( 15 ) . ب : « است آنكه » .
( 16 ) . ب : « د » .
( 17 ) . ب : « و » ندارد .
( 18 ) . الف : « و » ندارد .
( 19 ) . ب : « مثلا » ندارد .
( 20 ) . الف : « و » ندارد .
( 21 ) . الف : « كه » ندارد .
( 22 ) . الف : « در اين » .
( 23 ) . ب : « بعد از مدّتى كه فربه شده باشد » .
( 24 ) . ب : « كنند » .
( 25 ) . ب : « زايل شده باشد » .
( 26 ) . الف : « به هم رسيده » .
( 27 ) . ب : « حكم شرعى » .