و ايضا از آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - روايت كردهاند كه فرمود كه : « اگر ارسطاطاليس زنده مىبود تا آن كه به زمان من مىرسيد ، ايمان به من مىآورد « 1 » » . و ايضا از آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله « 2 » - مروى است كه فرمود : « اگر ارسطاطاليس به زمان من مىرسيد ، از علم من استفاده مىكرد و ديگران از علم او استفاده مىكردند « 3 » » .
و در حديث مفضل از حضرت « 4 » امام همام جعفر بن محمّد الصّادق - عليه السلام - روايت كردهاند كه فرمود : « جمعى از قدما انكار علم و تدبير صانع عالم مىكردند و گمان ايشان « 5 » اين بود كه خلق به اتّفاق شده و ارسطاطاليس بر ايشان رد كرده و گفته : چيزى كه به اتّفاق باشد « 6 » نادر و گاهى « 7 » مىباشد و حال آنكه خلق عالم « 8 » و منافع آن دائم يا اكثرى است » بعد از آن ، آن حضرت از باب تصديق و تفسير اين كلام فرمود : « اى مفضل مىبينى اصناف حيوان را كه اكثر بر يك نهج و يك و تيره مىباشند چنان كه انسان اكثر اوقات دو دست و دو پا و پنج انگشت مىدارد و اگر گاهى طفلى بخلاف اين « 9 » متولّد شود به سبب علّتى « 10 » و مانعى خواهد بود در رحم و « 11 » يا در ماده [ اى ] كه « 12 » جنين « 13 » از او متكوّن مىشود ؛ مثل اينكه « 14 » ارباب صناعات مىخواهند كه صنعت خود را نيك كنند « 15 » ، امّا آگاهى مانع « 16 » و علّتى در آلات و ادواتشان به هم مىرسد كه چنان كه مىخواهند نمىشود » .
هامش
( 1 ) . ب : « و ايضا از آن حضرت . . . ايمان به من مىآورد » ندارد .
( 2 ) . الف : « صلى اللّه عليه و آله » ندارد .
( 3 ) . الف : « و ديگران از علم او استفاده مىكردند » ندارد .
( 4 ) . الف : « حضرت » ندارد .
( 5 ) . ب : « گمانشان » .
( 6 ) . ب : « مىباشد » .
( 7 ) . ب : « گاه » .
( 8 ) . ب : « عالم » ندارد .
( 9 ) . ب : « آن » .
( 10 ) . ب : « علّت » .
( 11 ) . ب : « و » ندارد .
( 12 ) . الف و ب : « ماده كه » .
( 13 ) . ب : « چنين » .
( 14 ) . ب : « آنكه » .
( 15 ) . ب : « خوب كنند » .
( 16 ) . ب : « مانعى » .