تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آن شد ؛ و گويند : ما « 1 » به ادلّهء عقليّه و براهين حكميّه اثبات معاد روحانى و بيان اقسام و انواع سعادت « 2 » و شقاوت آن توانيم ، امّا اثبات و بيان احوال معاد جسمانى به دليل عقلى ، كار ما نيست و از عهدهء آن « 3 » بر نياييم ؛ بلكه تقرير و تفسير آن را موقوف به خبر شارع گردانيم . و چون خبر شارع واقع شد ، تصديق او كنيم و ايمان به او آوريم . و شيخ ابو على بن سينا كه ملقّب است به رئيس حكماى اسلام ، در « 4 » كتاب شفا تصريح به اين نموده و گفته كه : معاد جسمانى و خيرات و شرور بدن « 5 » مقبول است از شرع و راهى به اثبات آن نيست مگر از طريق شريعت و تصديق خبر نبوّت ؛ و شريعت حقّه « 6 » كه سيّد و نبى و مولاى ما محمّد - صلى اللّه عليه و آله - آورده ، شرح آن نموده و تفصيل آن فرموده ؛ اين بود مضمون كلام شفا . و متكلّمان به ايشان انكار معاد جسمانى را نسبت دهند و از اين جهت نيز تشنيع و تكفير ايشان كنند ؛ و اين توهّم ، اينان را از سه چيز ناشى شده : يكى اينكه گمان كرده‌اند كه معاد جسمانى و روحانى منافى همند و با هم جمع نمىشوند . دوّم آنكه « 7 » ايشان اعتراف نموده‌اند كه عاجزند از اثبات آن . سيّم آنكه « 8 » چون حكما گويند اعادهء معدوم محال است ، متكلّمان گويند پس بر شما لازم آيد كه انكار معاد جسمانى « 9 » كنيد ؛ چه اگر معاد جسمانى واقع باشد ، چون اعادهء بدن معدوم شده بر قول شما محال است ، پس بايد معاد به بدن ديگر باشد و اين ظلم است ؛ چه بدنى كه گناه كرده بود معدوم شده « 10 » و عذاب به بدنى كه گناه نكرده واقع شود و همچنين بدن « 11 » صاحب عبادت و طاعت از اجر « 12 » و ثواب خود
هامش
( 1 ) . ب : « ما » ندارد . ( 2 ) . الف : « انواع و سعادت » . ( 3 ) . ب : « آن » ندارد . ( 4 ) . الف : « اسلام است در » . ( 5 ) . ب : « بدنى » . ( 6 ) . الف : « حقيّه » . ( 7 ) . ب : « اينكه » . ( 8 ) . ب : « اعتراف نموده‌اند به عجز از اثبات . سيّم اينكه » . ( 9 ) . ب : « اجسام » . ( 10 ) . ب : « شده » ندارد . ( 11 ) . الف : « بدنى » . ( 12 ) . الف : « خير » .