تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
بجنبانند ، جنباندنى علمى ، تا بيرون آرند حس بر صورت خويش ، و چون نفس ناطقه به صورت روحانيان گشت بنعيم آخرتى رسيد ، همچنانك نطفه به صورت اين عالم گشت بنعيم دنيائى رسيد . و عادت افلاك اندر نطقهاى جسمانى آن است كه او را به صورت خويش بيرون آرد و جنبنده گرداند و باز چندان بگرد او بگردد ، تا پس از آن جنبش بمرگى بيارامد . پس همچنين است عادت حدود خداى اندر نفسهاى ناطقه كه آن نطقهاى روحانيست كه بگرد او بگردد تا زنده كندش بمعرفت توحيد و مرده گرداندش از شهوات .

صف هفتاد و سوم سخن اندر اثبات عقل مجرد

ببايد شناختن كه هر چيزى كه او بذات خويش تمام باشد شريفتر از آن چيز باشد كه ايستادن او به چيزى ديگر باشد . پس اگر كسى گمان برد كه اثبات عقل بدين شخصهاست ، اعنى كالبدهاى مردم كه فعل عقل ازو همى پيدا شود ، پس آن كس گمان برده باشد كه شخص مردم فاضلتر از عقل بىجسد ايستاده است بذات خويش . و اگر نه چنين بودى و عقل با جسد انباز بودى اندر محيط شدن بر چيزها بايستى كه جسد بر ذات خويش محيط شدى ، چنانك عقل برو محيط شده است . و گر عقل را آميزش بودى با جسد بايستى كه جسد را با عمل همجنسى بودى . و چون جسد فاسد است و عقل باقيست و جسد محاط است و عقل محيط است روا نباشد كه با اين مخالفت كه ميان ايشانست با يكديگر بياميزند . و چون پيدا شد كه عقل را با جسد آميزش واجب