تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
غضبى با قوت شهوانى و قوت ناطقه از روى طبيعت سبيل رطوبت است ايستاده ميان حرارت و برودت ، اگر غلبه حرارت را باشد رطوبت با او يار شود و گر غلبه مر برودت را باشد و رطوبت با او يار شود ، از بهر آنك اگر رطوبت حرارت را پذيرد هوا گردد كه گرم و تر است و گر رطوبت برودت را پذيرد آب گردد كه سرد و تر است ، همچنين قوت غضبى را ميل بدان قوت افتد كه غلبه او را باشد ، اگر ناطقه غالب باشد يار ناطقه شود و گر شهوانى غالب باشد يار شهوانى شود . و مثالى ديگر : از روى حيوانى سبيل قوت غضبى و دو قوت ناطقه و شهوانى سبيل سگى شكاريست كه هر چه اندر عالم است بتواند گرفتن بميان دو مرد صياد كه همت ايشان مختلف است بغايت اختلاف ، چنانك صيد يك مرد به مثل شير و پلنگ بود و صيد ديگر مرد مار و موش پاشد ، همت يكى عالى و بزرگوار و همت آن ديگر دون و خسيس ، و آن سگ هميشه فرمانبردار آن كس باشد كه بهمت خويش هشيارتر و صيد خويش را جوياتر باشد ، و چون سگ پس آن مرد صياد هشيار رود آن ناهشيار را ناچاره سپس ايشان بايد رفتن . اينست مثال قوت غضبى با قوت ناطقه و شهوانى را ستار است و ناطقه و شهوانى هر دو جويندگان زندگانىاند و خوشى ، ناطقه زندگانى و خوشىء جاودانى جويد و شهوانى زندگى و خوشىء اين جهان جويد ، و اين گروه را خداى تعالى فرمود كز ستور كم‌بوده‌تراند بدين آيت كه گفت ، قوله :
« إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا »
، گفت : ايشان نيستند مگر چون ستور بل كه ايشان گمراه‌ترند . پس گوئيم چون آرزوى نفس ناطقه بيشتر باشد بطلب خوشى و زندگى باقى طلب استفادت علم كند و ميل به عمل شريعت و عبادت خداى دارد قوت غضبى ميل به دو كند و چون ميل غضبى