تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوان الإخوان ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
شود و به همسايگى آن كس كه مقصود نفس كل اوست برسد و لذت پذيرد از عالم عقل و نفس و برسد بچيزهايى كه هيچ چشم چنان نديدست و نه هيچ گوش صفت او شنيده است و نه بر دل هيچ مردم آن گذشته است ، هر كه عالم مرو را آلت خويش سازد اندر بيرون آوردن مقصود زيانكار شود بدان جهان . ايزد تعالى ما را از آن گروه كناد كه عالم را آلت خويش گيريم اندر كسب كردن فائدهاى عقلى و ما را از آن كسان دور داراد كه عالم مر ايشان را آلت خويش گرفت اندر بيرون آوردن مقصود آفريدگار خويش .

صف سى و چهارم سخن اندر آنك خداى را تعالى سود و زيان نيست

سود مر آن را تواند بودن و مر آن را شايد بودن كه او را زيان تواند بودن ، از بهر آنك اين هر دو مخالفانند و پذيرهء مخالفان جوهر باشد و ايزد تعالى از جوهر برتر است ، و توحيد يكتا آنست كه هر چه اندر آفريدها بينى و دانى از صفتها و اضافت آن از خداى تعالى همه دور كنى ، و چون مردم حاجتمند بود بكشيدن حاجتها بخويشتن و دور كردن مضرتها از خويشتن نشانى داد مردم كه ترازو خير است بدانچ منفعت پذيرفت و مضرت را دور كرد ، از بهر آنك پذيرفتن منفعت مر چيزى را از چيزى باشد كه برتر ازوست ، و همچنين دور كردن مضرت مر چيزى ضعيف را لازم آيد كه مضرت‌پذير باشد ، پس نه روا بود كه كسى گويد كه خداى تعالى عالم را بيافريد يا مردم را پديد آورد از بهر كشيدن منفعت يا دور كردن مضرت ، و هر كه خداى را زيان و سود اثبات